خبر 
  • تعداد مطالب : 2902
  • تعداد نظرات : 1746
  • بازدید امروز : 0
  • بازدید دیروز : 0
  • کل بازدیدها : 0
  • خروجی فید امروز : 6
  • ورودی گوگل امروز : 17
  • میانگین ارسال روزانه : 3.77
  • میانگین نظرات روزانه : 2.27
  • افراد آنلاین : 6 نفر

سارا کارمن” ۲۴ ساله از انگلیس که هر روز حدود ۲۰۰ بار از نظر جنسی ارضا می شود، پرشهوت ترین زن جهان شناخته شده است. “کارمن” دارای حالت خاصی است که از نظر پزشکی به آن “PSAS” می گویند. برخی پزشکان این حالت را یکی بیماری می دانند و برخی دیگر آنرا مساله ای عادی تلقی می کنند. دسته سوم آنرا نشانه سلامتی جنسی می دانند.
“سارا” اخیرا طی مصاحبه ای با روزنامه انگلیسی “نیوز آف د وورلد” اعتراف کرده که روزانه حدود ۲۰۰ مرتبه احساسات جنسی او برانگیخته می شود. وی در این مصاحبه اعلام کرده که به صداها و بوهای مختلف نیز حساس است و برای نمونه صدای ریل قطار و یا شانه کردن موهای سر و یا شنیدن اشعار مختلف نیز او را از نظر جنسی برمی انگیزد و او را به “اورگاسم” یعنی اوج لذت جنسی می رساند.
“سارا” که اکنون در لندن زندگی می کند می گوید: از سن ۱۷ سالگی دچار این حالت شدم و علت اصلی آن برخی قرص های مختلف بوده است.
وی در حال حاضر به عنوان یک آرایشگر در یکی از سالن های لندن مشغول کار است و می گوید: گاهی در حین کار بر اثر شنیدن صدای آهنگ و یا شانه کردن موی مشتریان متحول می شوم و در این هنگام همکارانم که از حالت من اطلاع دارند، برای اینکه مانع متوجه شدن مشتری شوند، به وی مجله ای می دهند که مطالعه کند و یا یک فنجان قهوه می دهند تا مشتری را چند دقیقه ای مشغول کنند.
“سارا” در ادامه می افزاید: آرزو دارم به طور طبیعی زندگی کنم.
پزشکان این حالت را استثنایی می دانند و می گویند معدود افرادی در جهان وجود دارند که دچار چنین حالتی می شوند و در مجموع هیچ تفسیر علمی در این زمینه وجود ندارد. دسته کمی از روانشناسان نیز علت این حالت را برخی کمبودهای احساسی و یا کمبود محبت می دانند.
“سارا” در ادامه می افزاید گاهی در روزهای عادی هر دقیقه یک بار متحول می شوم و من در حال حاضر دوران درمان را پشت سر می گذارم

دسته : آرشيو مسايل جنسي - 1,148 بازدید
نویسنده : محمد عباسی نسب - تاریخ : ۲۶ / ۱۰ / ۱۳۸۸
برچسب ها :,

علمای وهابی عربستان از  فتوای یکی از زنان هم کیش خود به خشم آمده و او را " الضالة المضلة "( گمراه گمراه  کننده) لقب دادند.
خانمی که گفته می‌شود " نادین البدیر "، نویسنده و دانشمند  مصری است، که فتوا داده زنان نیز باید همانند مردان صاحب اختیار انتخاب چهار همسر  باشند تا در تساوی حقوق مردان و زنان عدالت رعایت شود!
این موضوع با واکنش های  متفاوت و البته مخالفت های بسیاری همراه شده است .در همین باره " شیخ عبدالله بن  سلیمان المنیع " رئیس هیات العلماء عربستان " نادین البدیر " را " الضالة المضلة "  نامیده و گفته است : مهم نیست که این خانم تبعه چه کشوری است و مهم نیست که جوابی  به او داده شود زیرا سخن هجو همیشه هجو بوده و باطل همواره باطل است و امیدوارم که  دستگاه قضایی حکم لازم را برای جلب و بازخواست این خانم صادر کند.

شیخ  "عبدالله " همچنین افزود : سخنان این زن من را به یاد سخنان ابولهب انداخت که وقتی  یک سوره کامل قرآن در مذمت و لعن او نازل شد سخنانی را بر زبان راند که البته  شایسته خود او بود. 

در همین باره " خالد فواد " نائب رئیس حزب "الشعب" مصر  نیز در واکنش به این موضوع دادخواست محاکمه " البدیر " را به مدعی العموم مصر ارائه  داده است.
لازم به ذکر است این زن با نوشتن مقاله‌ای در روزنامه "المصری الیوم"  چاپ قاهره و انتشار آن در صفحه اول این روزنامه، اختیار داشتن ۴ همسر برای مردان را  " احتکار جنسی " نامید و خواهان صدور فتوای جهانی برای احقاق حق زنان در این مورد  شد!

جنایت هولناکی شامگاه شب گذشته در حوالی میدان نور واقع در غرب تهران رخ داد.

به گزارش فارس، ساعت ۸ شب اول آذر امسال مأموران مرکز فوریت‌های پلیسی تهران بزرگ از وقوع یک جنایت هولناک باخبر شدند.

مأموران با حضور در حوالی میدان نور در غرب تهران دریافتند یک زن و شوهر میانسال در منزل مسکونی‌شان به قتل رسیده‌اند.

با آغاز تحقیقات مشخص شد مرد مقتول به نام سیدمرتضی فرزند شهید سیدمجتبی هاشمی است که قاتل یا قاتلان وی و همسرش را به قتل رسانده‌اند.

در حال حاضر تحقیقات برای روشن شدن زوایای پنهان این پرونده و همچنین شناسایی قاتل یا قاتلان در حال انجام است.

دستگیری یک مظنون

سرپرست دادسرای امور جنایی تهران از دستگیری یک مظنون به قتل در جنایت هولناک غرب تهران خبر داد.

فخرالدین جعفرزاده گفت: هم‌اکنون یک نفر مظنون در این پرونده بازداشت شده و تحقیقات برای روشن شدن زوایای این پرونده در حال انجام است.

وی افزود: برخی رسانه‌های بیگانه اعلام کرده اند یک نوزاد نیز در صحنه قتل حضور داشته که توسط قاتل یا قاتلان ربوده شده است اما این موضوع صحت ندارد چرا که این زوج تازه ازدواج کرده بودند و فرزندی نداشتند. فرضیه سرقت در این پرونده مردود است و به نظر می‌رسد قتل با انگیزه انتقام‌گیری و یا مرتبط با مبادلات اقتصادی باشد.

شب گذشته جسد سید مرتضی هاشمی ۳۰ ساله به همراه همسرش آتنا ۲۶ ساله در حالی ‌که به طرز فجیعی به قتل رسیده بودند در منزل مسکونی‌شان کشف شد.

نامبرده فرزند شهید سید مجتبی هاشمی است.

جام جم آنلاین: جوانی که پس از اسیدپاشی به یک زن جوان او را به قتل رسانده بود، با تایید حکم قصاص در دیوان عالی کشور در یک قدمی مجازات مرگ قرار گرفت.

به گزارش «جام‌جم»، ساعت ۲۲:۳۰ شامگاه ۱۱ اردیبهشت سال گذشته چند عابر در خیابان خوشیاران جنوبی در نزدیکی نواب با شنیدن فریادهای زن جوانی که در تاریکی مورد حمله قرار گرفته بود، سراسیمه خود را به محل رساندند و مشاهده کردند به فاصله کمی از این زن، جوانی سیاهپوش بسرعت خود را به یک موتورسوار که انتظار او را می‌کشید، رساند و سپس به اتفاق وی متواری شد.

با گزارش این حادثه به ماموران کلانتری ۱۱۲ ابوسعید زن مجروح به نام سارا که با اسید مورد حمله قرار گرفته و مجروح شده بود، به بیمارستان منتقل شد؛ اما به دلیل شدت جراحات ناشی از سوختگی با اسید در بیمارستان جان خود را از دست داد.

دستور قضایی

با گزارش موضوع این جنایت به بازپرس محمدحسین شاملو، دستور قضایی در این ارتباط صادر و پرونده برای پیگیری و تحقیقات در دستور کار ماموران اداره ۱۰ پلیس آگاهی قرار گرفت.

با آغاز تحقیق از مادر سارا وی بیان کرد، دخترم ۴ سال پیش از همسر خود طلاق گرفت، در این مدت جوانی به نام رضا از او خواستگاری کرد اما دخترم به او پاسخ منفی داد. تصور می‌کنم این فرد پس از شنیدن پاسخ منفی سارا اقدام به اسیدپاشی کرده است.

به دنبال این اظهارات، بازپرس شعبه اول دادسرای جنایی دستور قضایی را برای شناسایی و بازداشت این فرد صادر کرد. با عزیمت ماموران به محل سکونت رضا (متهم تحت تعقیب)‌ مشخص شد وی در ساعات پایانی شب حادثه سراسیمه به منزل خود مراجعه و با برداشتن لباس‌هایش خانه را ترک کرده است.

با مشخص شدن موضوع و با پیگیری‌های بعدی ۲۳ روز پس از وقوع حادثه رضا هنگامی که در نقطه صفر مرزی قصد سفر به ارمنستان را داشت، دستگیر و با انتقال به پلیس آگاهی تحقیق از وی آغاز شد.

اعتراف

متهم در تحقیقات مقدماتی گفت: ۴ سال پیش وقتی با سارا (مقتول)‌ آشنا شدم متوجه شدم او از همسرش جدا شده است. تصمیم داشتم با او ازدواج کنم اما از چند ماه پیش احساس کردم رفتارهای او تغییر کرده است و دیگر حاضر به گفتگو با من نیست. متهم افزود: وقتی بی‌محلی‌هایش را دیدم تصمیم گرفتم از او انتقام بگیرم. به همین دلیل با تهیه اسید از یکی از دوستانم به نام مسعود خواستم با موتورسیکلت خود مرا به محل سکونت سارا برساند. شب حادثه هنگامی که سارا قصد داشت به خانه‌اش برود او را صدا زدم، اما او به من پرخاش کرد، من هم روی او اسید پاشیدم و چند ساعت بعد اطلاع پیدا کردم او در بیمارستان جان باخته است.

در پی این اعترافات، مسعود، راننده موتورسیکلت نیز دستگیر و پرونده پس از پایان تحقیقات با صدور قرار مجرمیت و کیفرخواست به دادگاه کیفری ارسال شد.

درخواست قصاص

گزارش حاکی است ۲۴ مرداد پرونده جوان اسیدپاش در شعبه ۷۴ کیفری استان تهران به ریاست قاضی تردست مورد رسیدگی قرار گرفت و مادر سارا برای متهم درخواست قصاص کرد.

پس از دفاعیات متهم و وکیل‌مدافع وی و ارسال نظریه پزشکی قانونی مبنی بر مرگ سارا به دلیل سوختگی ناشی از اسید، رضا به قصاص و همدست وی مسعود نیز به ۵ سال زندان محکوم شد.

با ارسال این پرونده به دیوان‌عالی کشور، حکم صادره از سوی ۵ قاضی شعبه ۷۴ دادگاه کیفری استان تهران به تایید رسیده و با ارسال آن به شعبه اجرای احکام دادسرای جنایی، نفس‌های خواستگار اسیدپاش برای مجازات مرگ به شماره افتاد.

جنازه پسرش را در اهواز دفن کردند، ننه علی می‌خواست قربانعلی را بیاورد پیش خودش، پیکر قربانعلی رابه تهران منتقل کردند.با آنکه حالا قربانعلی به او نزدیک شده بود اما نمی‌توانست دوری قربانعلی را تحمل کند. برای همین برای همیشه اسباب‌کشی کرد بهشت زهرا، سر خاک پسرش تا شبها او را در آغوش بکشد.
۱۷ سال زندگی آنها در بهشت زهرا طول کشید، از سال ۵۹ تا ۷۶ تا اینکه ننه علی از پا افتاد.حالا ننه علی توی خانی آباد در خانه دخترش نشسته و می‌گوید: دو تا بچه دارم که هردو اینجا هستند، یکی پیشم نشسته یکی هم اینجا توی قلبم.
ننه علی را خیلی‌ها می‌شناسند، چند سال پیش هر وقت سری به بهشت زهرا- قطعه شهدا ‌زدیم، پیرزن خمیده‌ای را ‌دیدیم که آهسته از کنار قبرها عبور می‌کند. خیلی‌ها فکر می‌کردند او هم مثل بقیه مادران شهدا هر هفته به دیدار فرزند خود می‌آید ولی او شب و روزآنجا بود و با کسی زندگی می‌کرد که قرآن کریم اورا زنده می‌خواند.
ننه علی با دست‌های لرزان و فرتوت خود اتاقکی بر مزار پسرش ساخت تا همیشه در کنار او بماند، اما ننه علی حالا دیگر اینجا نیست. مادر شهید قربانعلی درخشان از شهدای انقلاب ایران است که در سال ۵۷ در اهواز به دلیل مبارزه با رژیم شاه به شهادت رسید. او ۱۷ سال با فرزند شهیدش زندگی می‌کرد.
ننه علی را در بهشت زهرا پیدا نکردیم و وقتی هم با کمک مسئولین روابط عمومی بهشت زهرامتوجه شدیم که او حالا در خانه دخترش در خانی آباد تهران زندگی می‌کند، هم نتواستیم او را ببینیم.ننه علی این روزها سن‌اش به ۹۰ سالگی می‌رسد، به دلیل کهولت سن دچار آلزایمر شده است و به خاطر اینکه سخت می‌تواند راه برود کمتر بر سر مزار شهید علی درخشان می‌رود.
ننه علی سال۵۹ داغدار پسرش شد و این پایان راه نبود چراکه شهید علی درخشان وقتی که به مقام شهادت نائل شد در شهر اهواز به خاک سپرده شد و ننه علی علاوه بر غم دوری او نمی‌توانست بر سر مزار فرزندش حاضر شود.بالاخره بعد از ۸ ماه ننه علی و خانواده او توانستند پیکر شهید علی درخشان را با اجازه مراجع به بهشت زهرا منتقل کنند ملاقات با ننه علی کار سختی است و به دلیل کهولت سن او نمی‌توانستیم او را از نزدیک ملاقات کنیم.
لاجرم با خانه دختر ننه علی تماس گرفتیم و اصرار‌های مکرر ما برای هم کلام شدن با ننه علی جواب داد و توانستیم چند لحظه‌ای صحبت کنیم، وقتی با توضیحات زیاد دخترش متوجه می‌شود که می‌خواهیم با او مصاحبه کنیم صدایش را صاف می‌کند و بدون وقفه می‌گوید:« ننه فتح‌اللهی هستم در سال ۱۳۰۰ تو یکی از روستاهای اردبیل همان مرشت زنده شدم و نه فقط ننه علی بلکه ننه تمام شهدای بهشت زهرا هستم. دو تا بچه دارم که هر دو تا شون اینجا هستند. یکی پیشم نشسته و دیگری اینجا توی قلبم آرام شده.»
از او می‌خواهم که درباره علی صحبت کند، متوجه نمی‌شود تا اینکه دخترش با صدای بلند برای او توضیح می‌دهد،ننه علی با لهجه شیرینش ادامه می‌دهد:«پسرم علی که ۲۴ سالش بود تو هواپیمایی کار می‌کرد. امام را خیلی می‌خواست، تو اهواز به خاطر امام خمینی شهید شد.»
ننه علی همسرش را سال‌ها پیش وقتی فرزندانش بسیار کوچک بودند از دست داد و پس از آن به تهران آمد تابا کارگری در خانه‌های مردم بچه هایش را بزرگ کند. اینها را دخترش می‌گوید وقتی که دیگر ننه علی گوشی تلفن را به او می‌دهد و دیگر نمی‌تواند حرف بزند. البته زندگی ننه علی در بهشت زهرا در آن اوایل با مخالفت‌هایی هم مواجه شده بود.
داماد ننه علی که خود کارمند سازمان بهشت زهرا است، در این باره می‌گوید: «اوایل حضور ننه علی در بهشت زهرا با مخالفت مسئولین بهشت زهرا مواجه شده بود، و معتقد بودند اگر فردا هرکدام از مادران شهدا بخواهند بر سر مزار فرزندان خود زندگی کنند، دیگر نمی‌توانیم این مجموعه را مدیریت کنیم اما دیدند نمی‌توانند با او مقابله کنند و ننه علی ۱۷ سال یعنی از سال ۵۹ تا سال ۷۶ شبانه روز بر سر مزار فرزندش زندگی کرد.
ننه علی زیاد نمی‌تواند صحبت کند‏‏، خیلی نا توان شده است. به‌طوریکه که دیگر کم می‌تواند بر سر مزار پسرش برود، ننه علی بالاخره روزی تا ابد پیش پسرش آرام می‌گیرد چراکه قبری در کنار قبر پسرش دارد و در همان اتاقک کوچک می‌تواند تا همیشه در کنار پسرش بماند.ننه علی را نتوانستیم ملاقات کنیم اما تنها راهی که برایمان باقی می‌ماند این بود که برای او پیغامی بگذاریم: ننه علی برایمان دعا کن… .

دسته : مجله خبری - 365 بازدید
نویسنده : محمد عباسی نسب - تاریخ : ۲۸ / ۰۸ / ۱۳۸۸
برچسب ها :, , , ,

[مگر] مى‏شود که این اشخاصى که ریششان را در اسلام سفید کرده‏اند، اینها خداى نخواسته بر خلاف مصالح اسلام عملى بکنند؟ نمى‏شود آقا. اگر یک وقت اختلاف اجتهاد در کار باشد؛ مثل سایر مسائل شرعیه اختلاف اجتهاد در کار باشد، بچه‏ها و جوانها نباید دخالت بکنند؛ خطرناک است؛ دشمن بیدار است. گمان نکنید که فحش به یک نفر است؛ فحش به یک جامعه اسلامى است، اهانت به یک جامعه اسلامى است، وَهْن وارد شدن بر یک جامعه اسلامى است …
به گزارش “تابناک” در روزهای اخیر مخالفان و موافقان دولت در سایت ها و روزنامه هایشان، همدیگر را متهم می کنند به اینکه هر کدام به مراجع توهین کرده اند.

به عنوان نمونه برخی از این تیتر ها را بخوانید:

. توهین بی سابقه به مراجع در سایت نزدیک به هاشمی و موسوی

. ایرنا مراجع عظام را جزء آشوبگران نامید

. سخنران نورچشمی مراجع را متهم کرد!

. جلسه فوری خبرگان برای اعاده حیثیت از مرجعیت

همچنین به این روابط و استنتاج ها هم دقت کنید:

“چون حضرت آیت الله جوادی آملی (دام ظله) درباره حوادث پس از انتخابات همه را به تقوا و احقاق حق کسانی که حقشان ضایع شده دعوت کرد، روزنامه اعتماد ملی مرتبا سخنرانی ها و مواعظ ایشان را در روزنامه اش درج می کند. این روزنامه ایشان را دیگر خودی محسوب می کند.”

“دولتی ها چون حضرت آیت الله جوادی آملی، ظاهراً در دوره قبل و همچنین دوره اخیر به نامزد آنان رای نداده است، ایشان را مورد غضب قرار داده اند. آنان ایشان را غیر خودی محسوب می کنند.”

“چون آقای نوری همدانی، ریاست جمهوری احمدی نژاد را تبریک گفته است از سوی حامیان موسوی، مورد غضب قرار گرفته است. آنان ایشان را حکومتی خوانده اند.”

این تنها بخشی از موارد بی شماری است که به ظاهر هر گروه با بهره گیری از آن درصدد نشان دادن اهانت گروه مخالف به مراجع است. مراجعی که حصن حصین و رکن رکین دین هستند. متاسفانه این اصحاب رسانه که از قضای روزگار، خامان و بی تجربه گان روزگارند، در بازی سیاسی به سبک ماکیاولی خویش، در صددند مراجع عظام روزگار را نیز وارد کنند تا از این نمد برای خود کلاهی ببافند.

بازی سیاسی به سبک ایرانی که روی ماکیاولی ایتالیا را سفید کرده است. بازی سیاه و سفید و صفر و یک ـ متاسفانه ـ ایرانی شده ای که یا با من هستی یا بر من. در این بازی سیاسی چه دانند منزلت فیلسوف و بزرگ مفسران قرآن حضرت آیت الله جوادی آملی را. یا فقیهی برجسته و فاضل هم چون آیت الله نوری همدانی را.

با همه این احوال نکته جالب اما، باز هم معیار ماندن مراجع تقلید برای گروه های سیاسی است. در گذشته هر گروه برای اینکه خود را محبوب مردم جلوه دهد خود را به مراجع نزدیک می کرد و اخیرا هر کسی بخواهد دیگری را مطرود جلوه دهد، دیگری را متهم به اهانت به مراجع می کند. متاسفانه در بازی سلبی و گلادیاتوری که پس از انتخابات، گروه های سیاسی در ایران راه انداخته اند، پای مراجع عظام تقلید را هم باز کرده اند.

در این روز های پر تهدید و تردید و ابهام، تورق نصایح آن پیر سفر کرده، آبی است بر آتش های دلهایمان. صحیفه امام خمینی، جلد یک، صفحه ۳۰۸ را باز می کنیم. در باب اهانت به مراجع:

« فحش دادن به مراجع بزرگ ما را کوچک فرض مى‏کنید؟ اگر به واسطه بعضى از جهالتها لطمه‏اى بر این نهضت بزرگ وارد بشود، معاقَبید پیش خداى تبارک و تعالى؛ توبه‏تان مشکل است قبول بشود، چون به حیثیت اسلام لطمه وارد مى‏شود. مى‏شود که این اشخاصى که ریششان را در اسلام سفید کرده‏اند، اینها خداى نخواسته بر خلاف مصالح اسلام عملى بکنند؟ نمى‏شود آقا. اگر یکوقت اختلاف اجتهاد در کار باشد؛ مثل سایر مسائل شرعیه اختلاف اجتهاد در کار باشد، بچه‏ها و جوانها نباید دخالت بکنند؛ خطرناک است؛ دشمن بیدار است. گمان نکنید که فحش به یک نفر است؛ فحش به یک جامعه اسلامى است، اهانت به یک جامعه اسلامى است، وَهْن وارد شدن بر یک جامعه اسلامى است.»

این کلام پر نور تابلویی است برای خط امامی های دست چپی و ولایتی های دست راستی. آنان که ادعا می کنند همچنان در خط امام هستند و رئیس مجلس و نخست وزیر دوران امامند. و هم آنانی که مدعی اند ذوب در ولایتند و می سرایند رهبرا از تو به یک اشاره.

نکته اما اینکه؛ این روزهای مبهم و پر تردید خواهد گذشت، اما دین خدا و فقهای دین خواهند ماند. همچنان که قرن ها رفته است و از استحکام مرجعیت ذره ای کم نشده آن هم مرجعیتی که پایگاه سنتی مردم برای تظلم خواهی ها و احقاق حقوق ها بوده است.

و در آخر؛ اندکی صبر و تامل، تاریخ نشان داده است جریانات سیاسی عمر کوتاهی دارند و مرجعیت شیعه هماره با مردم خواهد ماند.

منبع : http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=59836

دسته : مجله خبری - 291 بازدید
نویسنده : محمد عباسی نسب - تاریخ : ۲۵ / ۰۵ / ۱۳۸۸
برچسب ها :, , ,

اعتماد: گریه های چهار دختر کوچک که پدرشان به خاطر پرداخت هزینه های بیمارستان مرتکب قتل شده بود، باعث شد یکی از اولیای دم مقتول حاضر به گذشت از قصاص شود.

این دختران در پایان جلسه دادگاه به پای اولیای دم افتادند و از آنها خواستند از قصاص پدرشان به خاطر آینده آنها بگذرند.

اشک ها و لبخند ها در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران اتفاق افتاد و هیات قضات نیز تلاش زیادی را برای جلب رضایت اولیای دم انجام دادند.

در ابتدای جلسه محاکمه محمد شادابی نماینده دادستان تهران در جایگاه حاضر شد و گفت؛ سوم فروردین ماه سال ۸۶ جسد مردی ۶۴ساله به نام قربانعلی در منزلش پیدا شد. در حالی که تحقیقات در این زمینه آغاز شده بود مردی به نام خان محمد خود را به ماموران معرفی کرد و گفت قربانعلی را به قتل رسانده است. با توجه به دلایل موجود در پرونده، نظریه پزشکی قانونی، سایر شواهد و قراین و همچنین اعترافات خود متهم تقاضای صدور حکم قانونی را دارم.

سپس اولیای دم مقتول که خواهران و برادران قربانعلی بودند، برای متهم تقاضای قصاص کردند.

یکی از برادران مقتول در این باره گفت؛ همسایه ها به ما خبر دادند قربانعلی کشته شده است. آنها به ما گفتند برادرم مرتب فریاد می زده و تقاضای کمک می کرده است. بعد سایه یی را دیده اند که از خانه او خارج شد و فرار کرد. خان محمد برادرم را بی رحمانه کشته است و ما همگی تقاضای قصاص او را داریم.

سپس به دستور قاضی عزیزمحمدی خان محمد در جایگاه حاضر شد. این مرد مدعی شد برای ترخیص دختران دوقولیش از بیمارستان مجبور به این قتل شده است. وی گفت؛ من قربانعلی را می شناختم ما با هم دوست بودیم. او در محله ما زندگی می کرد و چون تنها بود من خیلی به او رسیدگی می کردم تا اینکه یک روز مبلغی پول برای من آورد و گفت جایی برای نگهداری از آن ندارد و از من خواست آن پول را برایش در بانک بگذارم. فردای آن روز من به بانک رفتم و ۳۵۱ هزار تومان پولی را که به من داده بود در حساب جدیدی که بازکردم گذاشتم و بعد دفترچه را هم به او دادم. در این مدت قربان کمی هم پول به آن حساب ریخته بود. البته من موقع بستن حساب متوجه این موضوع شدم.

متهم ادامه داد؛ قربان روزی سراغم آمد و با فحاشی و داد و فریاد گفت باید پولم را بدهی. من هم به او جواب دادم خودش خواسته بود آن مبلغ به حساب من واریز شود و حالا هم دفترچه پیش اوست من هم نمی خواهم از آن استفاده کنم. من به قربان گفتم فردا صبح حساب را می بندم و هر چه پول در آن است پس می دهم. ساعت شش صبح بود که قربانعلی سراغ من آمد. با هم به بانک رفتیم. تا ساعت هشت صبح پشت در ایستادیم تا بانک شروع به کار کند. بعد هم من ۴۰۰ هزار تومان پولی را که در حساب بود، گرفتم و به دوستم پس دادم. دو هفته یی از این ماجرا گذشته بود که همسرم زمان زایمانش فرا رسید. او را به بیمارستان بردم. فرزندانم به دنیا آمدند. دخترانی دوقلو و کوچک.

متهم در حالی که گریه می کرد ادامه داد؛ فکر نمی کردم هزینه بیمارستان زیاد شود اما چون بچه ها دوقلو بودند پول بیشتری از من خواستند. به خانه رفتم و هر چه پول داشتم برداشتم ۱۰۰ هزار تومان کم بود، مانده بودم که چه کنم. شب خانه برادرم بودم. از آنجا که بیرون آمدم به سمت منزل خودم به راه افتادم در راه قربانعلی را دیدم که مشغول جمع کردن ضایعات بود کمی با هم صحبت کردیم و من به او گفتم برای ترخیص همسرم و دو دخترم از بیمارستان پول کم دارم و او هم قبول کرد ۱۰۰ هزار تومان به من بدهد. وی گفت به جای ۱۰۰هزار تومان باید ۳۰۰ هزار تومان به او پس دهم. من هم قبول کردم. چون هیچ راه چاره یی نداشتم. با هم به خانه قربانعلی رفتیم. من منتظر بودم پول را بگیرم و با خود ببرم همین طور که داشتیم حرف می زدیم یکباره به من گفت حاضر نیست پول را بدهد چون فکر می کند من آن را پس نمی دهم. قسم خوردم همان طور که گفته ام سه برابر آن را باز می گردانم ولی قبول نکرد و با فحش و بد و بیراه سعی کرد من را از خانه اش بیرون کند. او با چوب به من حمله کرد من هم او را به سمت یخچال هل دادم ضربه یی هم به او زدم. یکدفعه دیدم قربانعلی غرق در خون شد. آنقدر ترسیدم که حتی کفش هایم را هم نتوانستم بپوشم و فرار کردم. من به شدت از کاری که کردم پشیمان هستم. اگر مجبور نبودم همسر و دو دخترم را از بیمارستان بیرون بیاورم خودم را همان روز معرفی می کردم. اما مدتی صبر کردم تا خیالم از بابت آنها راحت شدم و زمانی که دیدم همسرم حالش بهتر است و می تواند از بچه ها مراقبت کند، خودم را به پلیس معرفی کردم.

بعد از اظهارات خان محمد قاضی عزیزمحمدی و چهار قاضی مستشار (بومی، سری، محمدی کشکولی و سالاری) از اولیای دم خواستند به خاطر فرزندان متهم که همگی دختربچه هستند او را ببخشند. قاضی عزیزمحمدی خطاب به آنها گفت؛ وظیفه انسانی من حکم می کند از اولیای دم بخواهم به خاطر چهار دختر بچه که این مرد دارد و حالا بی سرپرست مانده اند او را ببخشند و بگذارند وی بالای سر فرزندانش باشد چراکه معلوم نیست با اعدام این مرد چه اتفاقی برای دخترانش بیفتد.

هر چند در ابتدا اولیای دم حاضر نشدند گذشت کنند و جلسه پایان یافت، اما زمانی که دختران کوچک خان محمد به پای اولیای دم افتادند و طلب بخشش کردند یکی از برادران مقتول گفت من حاضرم گذشت کنم چون خودم هم فرزند دارم و می دانم دختربچه یی که پدر نداشته باشد سرنوشت تلخی خواهد داشت. او در دادگاه و در مقابل قضات اعلام رضایت کرد و در حالی که دختران مقتول از او تشکر می کردند از دادگاه خارج شد. برادر ۷۳ساله مقتول هنگامی که از در شعبه بیرون می رفت به دختربچه ها قول داد رضایت خواهران و برادرانش را هم بگیرد و کاری کند پدر آنها به خانه برگردد.

دسته : مجله خبری - 359 بازدید
نویسنده : محمد عباسی نسب - تاریخ : ۲۲ / ۰۵ / ۱۳۸۸
برچسب ها :, , , ,

پدر یک دختر فراری که احتمال می رود در پی انتقام گیری خونین از سوی متعرضان به دخترش مورد اصابت ضربه چاقو قرار گرفته است روی تخت بیمارستان جان باخت. پلیس احتمال می دهد چهار کارگری که متهم به تعرض به دختر ۱۵ ساله مقتول هستند مرتکب این قتل شده اند.

نیمه شب دوشنبه بود که مسوولان حراست بیمارستانی در تهران به ماموران خبر دادند مردی که دو روز پیش با چاقو مجروح و به آنجا منتقل شده بود جان باخته است. دقایقی بعد ماموران و بازپرس کشیک قتل در محل حاضر شدند و پیکر بی جان مرد ۵۰ ساله را تحویل گرفتند. با انتقال جسد به پزشکی قانونی تحقیقات در مورد علت قتل و شناسایی عاملان جنایت آغاز شد.

مطابق پرونده یی که در دادسرای جنایی تهران مطرح است دختر ۱۵ ساله مقتول ۱۰ خرداد ماه سال جاری از خانه متواری و بعد از گذشت ۲۰ روز پیدا شده بود. این دختر که سحر نام دارد در اعترافاتش عنوان کرده بود توسط چهار کارگر ساختمانی در قبال دادن کمی نان به او مورد تعرض قرار گرفته است و مقاومت وی در برابرشان فایده یی نداشت.

سحر به ماموران گفته بود؛ به دلیل محدودیت های شدیدی که در خانه داشتم فرار کردم. پدرم مرد ثروتمندی بود و هر چه من می خواستم برایم می خرید اما محدودیت های زیادی در خانه داشتم. پدر و مادرم اجازه نمی دادند من با دوستانم بیرون بروم. من که از این رفتارها خسته شده بودم به چت پناه می بردم. در آنجا با پسری آشنا شدم و چند بار به دیدن او رفتم. بعد هم از خانه فرار کردم.

این دختر نوجوان بعد از ۲۰ روز سرگردانی در خیابان ها و تحمل رفتارهای سوء به خانه مدیرش پناه برده و توسط این زن به پلیس معرفی شده بود. او در بازجویی ها توضیح داد بعد از فرار چطور چهار کارگر به او تعرض و در بدترین شرایط رهایش کردند. وی گفت؛ آنها به من کمی نان دادند و بعد گفتند حالا که به تو غذا دادیم باید به خواسته های ما عمل کنی. مقاومت کردم اما چاره یی نبود و زورم به آنها نمی رسید.

درست یک روز بعد از شکایت این دختر به ماموران خبر رسید چهار کارگر متواری شده اند و سرنخی از آنها در دست نیست. پلیس احتمال داد آنها از موضوع شکایت سحر مطلع شده و به همین دلیل گریخته اند. چند ساعت بعد ماموران متوجه شدند پدر سحر مقابل محل کارش مورد اصابت ضربه چاقو قرار گرفته است.

مادر سحر در این باره به ماموران گفت؛ ما هر دو در مغازه مشغول به کار بودیم. آخر شب من به خانه رفتم و قرار شد شوهرم هم در مغازه را قفل کند و به منزل بیاید. فاصله خانه ما تا مغازه زیاد نیست. وقتی شوهرم دیر کرد نگران شدم و به دنبالش رفتم. دیدم غرق در خون روی زمین افتاده است. برای همین وی را به بیمارستان رساندم. پدر سحر دو روز پس از این حادثه در حالی فوت شد که هنوز از چهار کارگر فراری خبری به دست نیامده بود.

دیروز پزشکی قانونی بعد از بررسی جسد اعلام کرد جراحت طوری به بدن این مرد وارد شده است که نشان می دهد عامل یا عاملان این قتل قصد داشتند از او انتقام گیری کنند. آنها چاقو را با عمق زیادی وارد بدن این مرد کرده و سپس چند بار چرخانده اند.

در نظریه پزشکی قانونی آمده است؛ عاملان قتل قبل از اینکه چاقو را به بدن این مرد فرو کنند با جسمی سخت مانند چوب ابتدا به سر او کوبیده و بعد از اینکه تعادل او را به هم زده با چاقو به او حمله کرده اند. با توجه به عمق ضربه، آنها قطعاً قصد جنایت داشته اند و اتفاقی نبوده است.

بازپرس ویژه قتل درباره این پرونده گفت؛ چندین فرضیه مطرح شده اما احتمال ارتکاب قتل توسط کارگران ساختمانی از همه قوی تر است. ماموران به دنبال شواهدی هستند تا این فرضیه را به طور دقیق تر مورد بررسی قرار دهند و آن را به اثبات برسانند. بررسی ها در این زمینه ادامه دارد

رسانه‌های آمریکا اعلام کردند: یک نوجوان ۱۷ ساله که سگش پاسپورت وی را خورده بود، از سفر تفریحی مدرسه جا ماند.

به گزارش سرویس «حوادث» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، این نوجوان ۱۷ ساله به نام «یان میر» که اهل «ایوکلر» ایالت «ویسکانسین» در آمریکاست، در مصاحبه‌ای با خبرگزاری آسوشیتدپرس تصریح کرد: قرار بود برای یک مسافرت با مدرسه به پرو بروم، اما هنگامی که در فرودگاه خواستم پاسپورت و مابقی مدارکم را به ماموران تحویل بدهم، متوجه شدم مدارکم ناپدید شدند.

این نوجوان در حالی که با یادآوری آن لحظه می‌خندید، ادامه داد: پس از آن که نتوانستم مدارکم را بیابم و از همه بدتر پاسپورت دیگری برایم صادر نکردند، مجبور شدم به خانه بازگردم. یک روز پس از این ماجرا، متوجه شدم سگم «سان شاین» که یک سگ یک ساله مو طلایی است، مابقی پاسپورت و مدارکم را از داخل لانه‌اش بیرون آورده و مشغول خاک کردن آن‌هاست. ابتدا از کارش بسیار ناراحت شدم، اما پس از مدتی او را بخشیده و یک ظرف پرغذا برایش گذاشتم.

به گزارش ایسنا، این نوجوان خاطر نشان کرد: من سگم را مقصر نمی‌دانم و همانند گذشته او را دوست دارم.

دسته : مجله خبری - 33 بازدید
نویسنده : محمد عباسی نسب - تاریخ : ۱۱ / ۰۴ / ۱۳۸۸
برچسب ها :, , ,

فارس: خانواده همسر ناصر محمدخانی با حضور در دادسرای جنایی خواهان قصاص شهلا جاهد شدند.

خانواده همسر ناصر محمدخانی، بازیکن قدیمی فوتبال ایران، صبح امروز با حضور در دادسرای جنایی، خواهان قصاص شهلا جاهد شدند.

شهلا جاهد، قاتل همسر ناصر محمدخانی است که سال‌ها در انتظار اجرای حکم قضایی در زندان به سر می‌برد.

دسته : مجله خبری - 49 بازدید
نویسنده : محمد عباسی نسب - تاریخ : ۱۱ / ۰۴ / ۱۳۸۸
برچسب ها :, ,

 صفحه 1 از 3 
1 2 3 >