حوادث 
  • تعداد مطالب : 2902
  • تعداد نظرات : 1746
  • بازدید امروز : 0
  • بازدید دیروز : 0
  • کل بازدیدها : 0
  • خروجی فید امروز : 6
  • ورودی گوگل امروز : 17
  • میانگین ارسال روزانه : 3.77
  • میانگین نظرات روزانه : 2.27
  • افراد آنلاین : 7 نفر

جام جم آنلاین: جوانی که پس از اسیدپاشی به یک زن جوان او را به قتل رسانده بود، با تایید حکم قصاص در دیوان عالی کشور در یک قدمی مجازات مرگ قرار گرفت.

به گزارش «جام‌جم»، ساعت ۲۲:۳۰ شامگاه ۱۱ اردیبهشت سال گذشته چند عابر در خیابان خوشیاران جنوبی در نزدیکی نواب با شنیدن فریادهای زن جوانی که در تاریکی مورد حمله قرار گرفته بود، سراسیمه خود را به محل رساندند و مشاهده کردند به فاصله کمی از این زن، جوانی سیاهپوش بسرعت خود را به یک موتورسوار که انتظار او را می‌کشید، رساند و سپس به اتفاق وی متواری شد.

با گزارش این حادثه به ماموران کلانتری ۱۱۲ ابوسعید زن مجروح به نام سارا که با اسید مورد حمله قرار گرفته و مجروح شده بود، به بیمارستان منتقل شد؛ اما به دلیل شدت جراحات ناشی از سوختگی با اسید در بیمارستان جان خود را از دست داد.

دستور قضایی

با گزارش موضوع این جنایت به بازپرس محمدحسین شاملو، دستور قضایی در این ارتباط صادر و پرونده برای پیگیری و تحقیقات در دستور کار ماموران اداره ۱۰ پلیس آگاهی قرار گرفت.

با آغاز تحقیق از مادر سارا وی بیان کرد، دخترم ۴ سال پیش از همسر خود طلاق گرفت، در این مدت جوانی به نام رضا از او خواستگاری کرد اما دخترم به او پاسخ منفی داد. تصور می‌کنم این فرد پس از شنیدن پاسخ منفی سارا اقدام به اسیدپاشی کرده است.

به دنبال این اظهارات، بازپرس شعبه اول دادسرای جنایی دستور قضایی را برای شناسایی و بازداشت این فرد صادر کرد. با عزیمت ماموران به محل سکونت رضا (متهم تحت تعقیب)‌ مشخص شد وی در ساعات پایانی شب حادثه سراسیمه به منزل خود مراجعه و با برداشتن لباس‌هایش خانه را ترک کرده است.

با مشخص شدن موضوع و با پیگیری‌های بعدی ۲۳ روز پس از وقوع حادثه رضا هنگامی که در نقطه صفر مرزی قصد سفر به ارمنستان را داشت، دستگیر و با انتقال به پلیس آگاهی تحقیق از وی آغاز شد.

اعتراف

متهم در تحقیقات مقدماتی گفت: ۴ سال پیش وقتی با سارا (مقتول)‌ آشنا شدم متوجه شدم او از همسرش جدا شده است. تصمیم داشتم با او ازدواج کنم اما از چند ماه پیش احساس کردم رفتارهای او تغییر کرده است و دیگر حاضر به گفتگو با من نیست. متهم افزود: وقتی بی‌محلی‌هایش را دیدم تصمیم گرفتم از او انتقام بگیرم. به همین دلیل با تهیه اسید از یکی از دوستانم به نام مسعود خواستم با موتورسیکلت خود مرا به محل سکونت سارا برساند. شب حادثه هنگامی که سارا قصد داشت به خانه‌اش برود او را صدا زدم، اما او به من پرخاش کرد، من هم روی او اسید پاشیدم و چند ساعت بعد اطلاع پیدا کردم او در بیمارستان جان باخته است.

در پی این اعترافات، مسعود، راننده موتورسیکلت نیز دستگیر و پرونده پس از پایان تحقیقات با صدور قرار مجرمیت و کیفرخواست به دادگاه کیفری ارسال شد.

درخواست قصاص

گزارش حاکی است ۲۴ مرداد پرونده جوان اسیدپاش در شعبه ۷۴ کیفری استان تهران به ریاست قاضی تردست مورد رسیدگی قرار گرفت و مادر سارا برای متهم درخواست قصاص کرد.

پس از دفاعیات متهم و وکیل‌مدافع وی و ارسال نظریه پزشکی قانونی مبنی بر مرگ سارا به دلیل سوختگی ناشی از اسید، رضا به قصاص و همدست وی مسعود نیز به ۵ سال زندان محکوم شد.

با ارسال این پرونده به دیوان‌عالی کشور، حکم صادره از سوی ۵ قاضی شعبه ۷۴ دادگاه کیفری استان تهران به تایید رسیده و با ارسال آن به شعبه اجرای احکام دادسرای جنایی، نفس‌های خواستگار اسیدپاش برای مجازات مرگ به شماره افتاد.

اعتماد: گریه های چهار دختر کوچک که پدرشان به خاطر پرداخت هزینه های بیمارستان مرتکب قتل شده بود، باعث شد یکی از اولیای دم مقتول حاضر به گذشت از قصاص شود.

این دختران در پایان جلسه دادگاه به پای اولیای دم افتادند و از آنها خواستند از قصاص پدرشان به خاطر آینده آنها بگذرند.

اشک ها و لبخند ها در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران اتفاق افتاد و هیات قضات نیز تلاش زیادی را برای جلب رضایت اولیای دم انجام دادند.

در ابتدای جلسه محاکمه محمد شادابی نماینده دادستان تهران در جایگاه حاضر شد و گفت؛ سوم فروردین ماه سال ۸۶ جسد مردی ۶۴ساله به نام قربانعلی در منزلش پیدا شد. در حالی که تحقیقات در این زمینه آغاز شده بود مردی به نام خان محمد خود را به ماموران معرفی کرد و گفت قربانعلی را به قتل رسانده است. با توجه به دلایل موجود در پرونده، نظریه پزشکی قانونی، سایر شواهد و قراین و همچنین اعترافات خود متهم تقاضای صدور حکم قانونی را دارم.

سپس اولیای دم مقتول که خواهران و برادران قربانعلی بودند، برای متهم تقاضای قصاص کردند.

یکی از برادران مقتول در این باره گفت؛ همسایه ها به ما خبر دادند قربانعلی کشته شده است. آنها به ما گفتند برادرم مرتب فریاد می زده و تقاضای کمک می کرده است. بعد سایه یی را دیده اند که از خانه او خارج شد و فرار کرد. خان محمد برادرم را بی رحمانه کشته است و ما همگی تقاضای قصاص او را داریم.

سپس به دستور قاضی عزیزمحمدی خان محمد در جایگاه حاضر شد. این مرد مدعی شد برای ترخیص دختران دوقولیش از بیمارستان مجبور به این قتل شده است. وی گفت؛ من قربانعلی را می شناختم ما با هم دوست بودیم. او در محله ما زندگی می کرد و چون تنها بود من خیلی به او رسیدگی می کردم تا اینکه یک روز مبلغی پول برای من آورد و گفت جایی برای نگهداری از آن ندارد و از من خواست آن پول را برایش در بانک بگذارم. فردای آن روز من به بانک رفتم و ۳۵۱ هزار تومان پولی را که به من داده بود در حساب جدیدی که بازکردم گذاشتم و بعد دفترچه را هم به او دادم. در این مدت قربان کمی هم پول به آن حساب ریخته بود. البته من موقع بستن حساب متوجه این موضوع شدم.

متهم ادامه داد؛ قربان روزی سراغم آمد و با فحاشی و داد و فریاد گفت باید پولم را بدهی. من هم به او جواب دادم خودش خواسته بود آن مبلغ به حساب من واریز شود و حالا هم دفترچه پیش اوست من هم نمی خواهم از آن استفاده کنم. من به قربان گفتم فردا صبح حساب را می بندم و هر چه پول در آن است پس می دهم. ساعت شش صبح بود که قربانعلی سراغ من آمد. با هم به بانک رفتیم. تا ساعت هشت صبح پشت در ایستادیم تا بانک شروع به کار کند. بعد هم من ۴۰۰ هزار تومان پولی را که در حساب بود، گرفتم و به دوستم پس دادم. دو هفته یی از این ماجرا گذشته بود که همسرم زمان زایمانش فرا رسید. او را به بیمارستان بردم. فرزندانم به دنیا آمدند. دخترانی دوقلو و کوچک.

متهم در حالی که گریه می کرد ادامه داد؛ فکر نمی کردم هزینه بیمارستان زیاد شود اما چون بچه ها دوقلو بودند پول بیشتری از من خواستند. به خانه رفتم و هر چه پول داشتم برداشتم ۱۰۰ هزار تومان کم بود، مانده بودم که چه کنم. شب خانه برادرم بودم. از آنجا که بیرون آمدم به سمت منزل خودم به راه افتادم در راه قربانعلی را دیدم که مشغول جمع کردن ضایعات بود کمی با هم صحبت کردیم و من به او گفتم برای ترخیص همسرم و دو دخترم از بیمارستان پول کم دارم و او هم قبول کرد ۱۰۰ هزار تومان به من بدهد. وی گفت به جای ۱۰۰هزار تومان باید ۳۰۰ هزار تومان به او پس دهم. من هم قبول کردم. چون هیچ راه چاره یی نداشتم. با هم به خانه قربانعلی رفتیم. من منتظر بودم پول را بگیرم و با خود ببرم همین طور که داشتیم حرف می زدیم یکباره به من گفت حاضر نیست پول را بدهد چون فکر می کند من آن را پس نمی دهم. قسم خوردم همان طور که گفته ام سه برابر آن را باز می گردانم ولی قبول نکرد و با فحش و بد و بیراه سعی کرد من را از خانه اش بیرون کند. او با چوب به من حمله کرد من هم او را به سمت یخچال هل دادم ضربه یی هم به او زدم. یکدفعه دیدم قربانعلی غرق در خون شد. آنقدر ترسیدم که حتی کفش هایم را هم نتوانستم بپوشم و فرار کردم. من به شدت از کاری که کردم پشیمان هستم. اگر مجبور نبودم همسر و دو دخترم را از بیمارستان بیرون بیاورم خودم را همان روز معرفی می کردم. اما مدتی صبر کردم تا خیالم از بابت آنها راحت شدم و زمانی که دیدم همسرم حالش بهتر است و می تواند از بچه ها مراقبت کند، خودم را به پلیس معرفی کردم.

بعد از اظهارات خان محمد قاضی عزیزمحمدی و چهار قاضی مستشار (بومی، سری، محمدی کشکولی و سالاری) از اولیای دم خواستند به خاطر فرزندان متهم که همگی دختربچه هستند او را ببخشند. قاضی عزیزمحمدی خطاب به آنها گفت؛ وظیفه انسانی من حکم می کند از اولیای دم بخواهم به خاطر چهار دختر بچه که این مرد دارد و حالا بی سرپرست مانده اند او را ببخشند و بگذارند وی بالای سر فرزندانش باشد چراکه معلوم نیست با اعدام این مرد چه اتفاقی برای دخترانش بیفتد.

هر چند در ابتدا اولیای دم حاضر نشدند گذشت کنند و جلسه پایان یافت، اما زمانی که دختران کوچک خان محمد به پای اولیای دم افتادند و طلب بخشش کردند یکی از برادران مقتول گفت من حاضرم گذشت کنم چون خودم هم فرزند دارم و می دانم دختربچه یی که پدر نداشته باشد سرنوشت تلخی خواهد داشت. او در دادگاه و در مقابل قضات اعلام رضایت کرد و در حالی که دختران مقتول از او تشکر می کردند از دادگاه خارج شد. برادر ۷۳ساله مقتول هنگامی که از در شعبه بیرون می رفت به دختربچه ها قول داد رضایت خواهران و برادرانش را هم بگیرد و کاری کند پدر آنها به خانه برگردد.

دسته : مجله خبری - 359 بازدید
نویسنده : محمد عباسی نسب - تاریخ : ۲۲ / ۰۵ / ۱۳۸۸
برچسب ها :, , , ,

پدر یک دختر فراری که احتمال می رود در پی انتقام گیری خونین از سوی متعرضان به دخترش مورد اصابت ضربه چاقو قرار گرفته است روی تخت بیمارستان جان باخت. پلیس احتمال می دهد چهار کارگری که متهم به تعرض به دختر ۱۵ ساله مقتول هستند مرتکب این قتل شده اند.

نیمه شب دوشنبه بود که مسوولان حراست بیمارستانی در تهران به ماموران خبر دادند مردی که دو روز پیش با چاقو مجروح و به آنجا منتقل شده بود جان باخته است. دقایقی بعد ماموران و بازپرس کشیک قتل در محل حاضر شدند و پیکر بی جان مرد ۵۰ ساله را تحویل گرفتند. با انتقال جسد به پزشکی قانونی تحقیقات در مورد علت قتل و شناسایی عاملان جنایت آغاز شد.

مطابق پرونده یی که در دادسرای جنایی تهران مطرح است دختر ۱۵ ساله مقتول ۱۰ خرداد ماه سال جاری از خانه متواری و بعد از گذشت ۲۰ روز پیدا شده بود. این دختر که سحر نام دارد در اعترافاتش عنوان کرده بود توسط چهار کارگر ساختمانی در قبال دادن کمی نان به او مورد تعرض قرار گرفته است و مقاومت وی در برابرشان فایده یی نداشت.

سحر به ماموران گفته بود؛ به دلیل محدودیت های شدیدی که در خانه داشتم فرار کردم. پدرم مرد ثروتمندی بود و هر چه من می خواستم برایم می خرید اما محدودیت های زیادی در خانه داشتم. پدر و مادرم اجازه نمی دادند من با دوستانم بیرون بروم. من که از این رفتارها خسته شده بودم به چت پناه می بردم. در آنجا با پسری آشنا شدم و چند بار به دیدن او رفتم. بعد هم از خانه فرار کردم.

این دختر نوجوان بعد از ۲۰ روز سرگردانی در خیابان ها و تحمل رفتارهای سوء به خانه مدیرش پناه برده و توسط این زن به پلیس معرفی شده بود. او در بازجویی ها توضیح داد بعد از فرار چطور چهار کارگر به او تعرض و در بدترین شرایط رهایش کردند. وی گفت؛ آنها به من کمی نان دادند و بعد گفتند حالا که به تو غذا دادیم باید به خواسته های ما عمل کنی. مقاومت کردم اما چاره یی نبود و زورم به آنها نمی رسید.

درست یک روز بعد از شکایت این دختر به ماموران خبر رسید چهار کارگر متواری شده اند و سرنخی از آنها در دست نیست. پلیس احتمال داد آنها از موضوع شکایت سحر مطلع شده و به همین دلیل گریخته اند. چند ساعت بعد ماموران متوجه شدند پدر سحر مقابل محل کارش مورد اصابت ضربه چاقو قرار گرفته است.

مادر سحر در این باره به ماموران گفت؛ ما هر دو در مغازه مشغول به کار بودیم. آخر شب من به خانه رفتم و قرار شد شوهرم هم در مغازه را قفل کند و به منزل بیاید. فاصله خانه ما تا مغازه زیاد نیست. وقتی شوهرم دیر کرد نگران شدم و به دنبالش رفتم. دیدم غرق در خون روی زمین افتاده است. برای همین وی را به بیمارستان رساندم. پدر سحر دو روز پس از این حادثه در حالی فوت شد که هنوز از چهار کارگر فراری خبری به دست نیامده بود.

دیروز پزشکی قانونی بعد از بررسی جسد اعلام کرد جراحت طوری به بدن این مرد وارد شده است که نشان می دهد عامل یا عاملان این قتل قصد داشتند از او انتقام گیری کنند. آنها چاقو را با عمق زیادی وارد بدن این مرد کرده و سپس چند بار چرخانده اند.

در نظریه پزشکی قانونی آمده است؛ عاملان قتل قبل از اینکه چاقو را به بدن این مرد فرو کنند با جسمی سخت مانند چوب ابتدا به سر او کوبیده و بعد از اینکه تعادل او را به هم زده با چاقو به او حمله کرده اند. با توجه به عمق ضربه، آنها قطعاً قصد جنایت داشته اند و اتفاقی نبوده است.

بازپرس ویژه قتل درباره این پرونده گفت؛ چندین فرضیه مطرح شده اما احتمال ارتکاب قتل توسط کارگران ساختمانی از همه قوی تر است. ماموران به دنبال شواهدی هستند تا این فرضیه را به طور دقیق تر مورد بررسی قرار دهند و آن را به اثبات برسانند. بررسی ها در این زمینه ادامه دارد

رسانه‌های آمریکا اعلام کردند: یک نوجوان ۱۷ ساله که سگش پاسپورت وی را خورده بود، از سفر تفریحی مدرسه جا ماند.

به گزارش سرویس «حوادث» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، این نوجوان ۱۷ ساله به نام «یان میر» که اهل «ایوکلر» ایالت «ویسکانسین» در آمریکاست، در مصاحبه‌ای با خبرگزاری آسوشیتدپرس تصریح کرد: قرار بود برای یک مسافرت با مدرسه به پرو بروم، اما هنگامی که در فرودگاه خواستم پاسپورت و مابقی مدارکم را به ماموران تحویل بدهم، متوجه شدم مدارکم ناپدید شدند.

این نوجوان در حالی که با یادآوری آن لحظه می‌خندید، ادامه داد: پس از آن که نتوانستم مدارکم را بیابم و از همه بدتر پاسپورت دیگری برایم صادر نکردند، مجبور شدم به خانه بازگردم. یک روز پس از این ماجرا، متوجه شدم سگم «سان شاین» که یک سگ یک ساله مو طلایی است، مابقی پاسپورت و مدارکم را از داخل لانه‌اش بیرون آورده و مشغول خاک کردن آن‌هاست. ابتدا از کارش بسیار ناراحت شدم، اما پس از مدتی او را بخشیده و یک ظرف پرغذا برایش گذاشتم.

به گزارش ایسنا، این نوجوان خاطر نشان کرد: من سگم را مقصر نمی‌دانم و همانند گذشته او را دوست دارم.

دسته : مجله خبری - 33 بازدید
نویسنده : محمد عباسی نسب - تاریخ : ۱۱ / ۰۴ / ۱۳۸۸
برچسب ها :, , ,

فارس: خانواده همسر ناصر محمدخانی با حضور در دادسرای جنایی خواهان قصاص شهلا جاهد شدند.

خانواده همسر ناصر محمدخانی، بازیکن قدیمی فوتبال ایران، صبح امروز با حضور در دادسرای جنایی، خواهان قصاص شهلا جاهد شدند.

شهلا جاهد، قاتل همسر ناصر محمدخانی است که سال‌ها در انتظار اجرای حکم قضایی در زندان به سر می‌برد.

دسته : مجله خبری - 49 بازدید
نویسنده : محمد عباسی نسب - تاریخ : ۱۱ / ۰۴ / ۱۳۸۸
برچسب ها :, ,

ایسنا: جان جی. فیلدینگ» ۳۸ ساله اهل ایالت ماساچوست آمریکا به جرم ربودن دختر ۱۱ ماهه‌اش و نیز توهین به مادر این نوزاد در بازداشت به سر می‌برد.

«جان» به هنگام فرار به مادر نوزاد گفته بود که دیگر هیچ وقت بچه‌اش را نخواهد دید.

با این حادثه، جرقه تحقیق پلیس زده شد و موقعی تحقیقات خاتمه یافت که «فیلدینگ» با تماس و اعلام محل خود در شهر «ساندویچ» به آن پایان داد.

به هنگام رسیدن پلیس، «جان» با ماموران درگیر شد که برای آرام کردن او از اسپری فلفل استفاده کردند و در نهایت نوزاد به مادر برگردانده شد.

«فیلدینگ» در این پرونده به خطرآفرینی برای نوزاد، سرپیچی از دستور پلیس، تهدید به ضرب افراد خانواده‌اش و خیانت متهم شد.

دسته : مجله خبری - 25 بازدید
نویسنده : محمد عباسی نسب - تاریخ : ۲۶ / ۰۳ / ۱۳۸۸
برچسب ها :, ,

مسئولان امور اجتماعی روسیه به تازگی دختر بچه ای پنج ساله را کشف کرده اند که در طول عمرش فقط با سگها و گربه ها زندگی کرده است. این دختربچه نیمه وحشی در آپارتمانی در منطقه «چیتا روسی» در سیبری به همراه این حیوانات زندگی می کرده است. این دختر بچه قادر به تکلم نیست و فقط مثل سگها پارس می کند. به نظر می رسد این دختر بچه در آپارتمان پدربزرگ و مادربزرگش زندانی بوده است. تحقیقات برای پی بردن به علت این سبک تربیت دختربچه آغاز شده است. مسئولان اجتماعی وی را به روانپزشکان یتیمخان سیبری سپردند.

دسته : مجله خبری, گالري عكس روز - 44 بازدید
نویسنده : محمد عباسی نسب - تاریخ : ۱۰ / ۰۳ / ۱۳۸۸
برچسب ها :, ,

به گزارش تماشاگران به نقل از فارس، صبح روز ۵ شهریور سال گذشته مأموران کلانتری ۱۲۸ تهران‌نو از وقوع یک فقره درگیری و نزاع منجر به قتل میان یک زوج با خبر شدند. مأموران با حضور در صحنه دریافتند زن جوان ۲۰ ساله‌ای بر اثر خفگی به قتل رسیده و جسدش در آپارتمانی متعلق به یک مرد ۶۰ ساله واقع در این منطقه رها شده است. اصغرزاده، بازپرس شعبه اول دادسرای امور جنایی تهران در خصوص این پرونده گفت: متهم به قتل به نام رضا ۶۰ ساله در صحنه درگیری و قتل دستگیر و مدعی شد مقتوله همسر موقت این مرد است. رضا پس از دستگیری مدعی شد با مقتوله از ۴ سال قبل آشنا شده و با یکدیگر ازدواج موقت کرده‌اند. متهم مدعی شد: شامگاه شب حادثه به وی متذکر شدم دست از ارتباطات نامشروع خود با دیگران بردارد اما وی نپذیرفت و حاضر به قطع ارتباط خودمان نیز نشد. با یکدیگر درگیر شدیم و من با بستن طناب به دور گردنش وی را به قتل رساندم. رضا ادامه داد: سپس طناب‌ها را باز کرده و او را درون سطل زباله خارج از منزل انداختم تا فوت وی را عادی جلوه دهم اما عذاب وجدان باعث شد تا موضوع را به مأموران پلیس آگاهی خبر دهم. اصغرزاده گفت: متهم مدعی شد مقتوله به ادعای خود سرپرستی ندارد و تحت سرپرستی بهزیستی است اما با تحقیقات بیشتر مشخص شد پدر مقتوله و مادرش زنده‌اند و مقتوله بیشتر مواقع پیش آنها بوده است. بازپرس شعبه دوم دادسرای امور جنایی تهران افزود: قاتل در خصوص انگیزه قتل مدعی شد از ابتدای آشنایی با مقتوله قصد اصلاح وی را داشته اما زمانی که از اصلاح وی نا امید شده در یک اقدام جنون‌آمیز، وی را به قتل رسانده است. تحقیقات در خصوص زوایای پنهان این پرونده ادامه یافت تا اینکه پزشکی قانونی وی را مجنون تشخیص داد و مدعی شد برای بهبود حالش پیش از پیگیری روند پرونده می‌بایست این فرد چندین ماه در بیمارستان روانی بستری شود.

دسته : مجله خبری - 40 بازدید
نویسنده : محمد عباسی نسب - تاریخ : ۱۰ / ۰۳ / ۱۳۸۸
برچسب ها :, ,

سیدمحمود فقیهی مسئول بازرسی ستاد مردمی حمایت از احمدی‌نژاد در استان اصفهان با اشاره به حمله افرادی ناشناس به تعدادی از حامیان احمدی‌نژاد که پنج‌شنبه‌ شب صورت گرفت، اظهار داشت: شب گذشته در خیابان چهارباغ‌بالا خودرویی در مقابل خودروی حامیان احمدی‌نژاد که در حال تبلیغ بوده‌اند متوقف شده و قصد داشته‌اند تا آن ها را از خودروشان پیاده کرده، آنها را بزنند که در خودرو باز نمی‌شود لذا از شیشه خودرو که پایین بوده با چاقو ضرباتی به دو نفر از اعضای ستاد وارد می شود که یکی از آنها خونریزی داخلی کرده است.



وی ادامه داد: پس از حمله این افراد در پاسگاه ۱۶ نزدیک گلستان شهدای اصفهان شکایت کرده و به دنبال کارهای پزشکی قانونی نیز هستیم،

وی افزود: گروهی به ستاد مردمی حمایت از احمدی‌نژاد حمله کردند که دو نفر از آن‌ها دستگیر شدند اما برای جلوگیری از تنش سریعاً آزاد شدند.

فقیهی با بیان اینکه سه‌شنبه‌شب نیز پس از تعطیلی ستاد مرکزی حمایت از احمدی‌نژاد چندنفر از بالای در وارد ساختمان شده‌ بودند که پس از مشاهده نگهبان متواری شدند اما یکی از آن‌ها دستگیر شد و در حال حاضر نیز پلیس امنیت به دنبال موضوع است که آیا این برنامه‌ها از سوی منافقین برای ایجاد تنش در انتخابات صورت می‌گیرد یا از جای دیگری است.

گفتنی است ؛ درجند روز گذشته اخباری مبنی بر حمله و مضروب ساختن اعضای ستاد انتخاباتی دکتر احمدی نژاد در برخی شهرستانهای دیگر منتشر شده است .از جمله در حمله مسلحانه به ستاد انتخاباتی حامیان احمدی‌نژاد در زاهدان و تیراندازی ۳ نفر مجروح شدند

منبعک کمیاب نیوز

دسته : مجله خبری - 32 بازدید
نویسنده : محمد عباسی نسب - تاریخ : ۱۰ / ۰۳ / ۱۳۸۸
برچسب ها :, , ,

دادگاه ایالتی تگزاس ، یک مرد ۵۳ ساله را به اتهام آلوده کردن شش زن به ویروس ایدز به ۹۹ سال حبس محکوم کرد.

فیلیپه پادیئو ۵۳ ساله اهل حومه دالاس در آمریکا توسط دادگاه ایالتی تگزاس به اتهام آلوده کردن شش زن به ویروس کشنده ایدز به ۹۹ سال حبس بدون دادخواست فرجام محکوم شد.

لیزا کینگ بازرس منطقه ایالتی تگزاس در گفتگو با رسانه‌های دولتی ایالات متحده آمریکا تاکید کرد: اقدام این مرد بسیار زشت و غیرقابل باور است و به همین دلیل ما باید او را به حبس ابد محکوم کنیم. ۹۹ سال حبس برای این مرد کافی است، تا وی در زندان به اقداماتش در مورد آلوده کردن این شش زن بی‌گناه به ویروس کشنده ایدز فکر کند.

گفته می‌شود ، اولین بار این مرد در سال ۲۰۰۵ میلادی اولین قربانی خود را به این ویروس مبتلا کرد و پس از آن در شکایتی که این زن از متهم به دادگاه ارائه داد ، دادگاه ایالتی تگزاس وی را تحت تعقیب قرار داد

دسته : مجله خبری - 31 بازدید
نویسنده : محمد عباسی نسب - تاریخ : ۰۹ / ۰۳ / ۱۳۸۸
برچسب ها :, ,

 صفحه 1 از 2 
1 2 >