آرشیو مسایل جنسی 
  • تعداد مطالب : 2902
  • تعداد نظرات : 1746
  • بازدید امروز : 0
  • بازدید دیروز : 0
  • کل بازدیدها : 0
  • خروجی فید امروز : 3
  • ورودی گوگل امروز : 14
  • میانگین ارسال روزانه : 3.77
  • میانگین نظرات روزانه : 2.27
  • افراد آنلاین : 6 نفر

سارا کارمن” ۲۴ ساله از انگلیس که هر روز حدود ۲۰۰ بار از نظر جنسی ارضا می شود، پرشهوت ترین زن جهان شناخته شده است. “کارمن” دارای حالت خاصی است که از نظر پزشکی به آن “PSAS” می گویند. برخی پزشکان این حالت را یکی بیماری می دانند و برخی دیگر آنرا مساله ای عادی تلقی می کنند. دسته سوم آنرا نشانه سلامتی جنسی می دانند.
“سارا” اخیرا طی مصاحبه ای با روزنامه انگلیسی “نیوز آف د وورلد” اعتراف کرده که روزانه حدود ۲۰۰ مرتبه احساسات جنسی او برانگیخته می شود. وی در این مصاحبه اعلام کرده که به صداها و بوهای مختلف نیز حساس است و برای نمونه صدای ریل قطار و یا شانه کردن موهای سر و یا شنیدن اشعار مختلف نیز او را از نظر جنسی برمی انگیزد و او را به “اورگاسم” یعنی اوج لذت جنسی می رساند.
“سارا” که اکنون در لندن زندگی می کند می گوید: از سن ۱۷ سالگی دچار این حالت شدم و علت اصلی آن برخی قرص های مختلف بوده است.
وی در حال حاضر به عنوان یک آرایشگر در یکی از سالن های لندن مشغول کار است و می گوید: گاهی در حین کار بر اثر شنیدن صدای آهنگ و یا شانه کردن موی مشتریان متحول می شوم و در این هنگام همکارانم که از حالت من اطلاع دارند، برای اینکه مانع متوجه شدن مشتری شوند، به وی مجله ای می دهند که مطالعه کند و یا یک فنجان قهوه می دهند تا مشتری را چند دقیقه ای مشغول کنند.
“سارا” در ادامه می افزاید: آرزو دارم به طور طبیعی زندگی کنم.
پزشکان این حالت را استثنایی می دانند و می گویند معدود افرادی در جهان وجود دارند که دچار چنین حالتی می شوند و در مجموع هیچ تفسیر علمی در این زمینه وجود ندارد. دسته کمی از روانشناسان نیز علت این حالت را برخی کمبودهای احساسی و یا کمبود محبت می دانند.
“سارا” در ادامه می افزاید گاهی در روزهای عادی هر دقیقه یک بار متحول می شوم و من در حال حاضر دوران درمان را پشت سر می گذارم

دسته : آرشيو مسايل جنسي - 1,148 بازدید
نویسنده : محمد عباسی نسب - تاریخ : ۲۶ / ۱۰ / ۱۳۸۸
برچسب ها :,

یک بررسی در سازمان ملی جوانان نشان می دهد که ۵۵ درصد جوانان با جنس مخالف خود ارتباط دارند.
در این پژوهش ۷ هزار نفری از دختران و پسران مجرد ۱۵ تا ۲۹ ساله که به روش تصادفی انتخاب شده آمده است:۳۰ درصد افراد نمونه فقط رابطه دوستی را انگیزه خود از برقراری رابطه دانسته‌اند. حدود ۳۴ درصد انتخاب همسر و ۱۴ درصد نیز رابطه جنسی را دلیل دوستی برشمردند.
ابراز محبت از جنس مخالف مهمترین عامل موثر در ایجاد رابطه دوستی تلقی شده است.
۴۳
درصد دخترانی که رابطه داشته اند بیان کردند که تنها با یک نفر رابطه دوستی داشته اند و ۵۷ درصد با بیش از یک نفر دوست بودند.این نسبت ها برای پسران ۲۴ و ۷۶ درصد است.
۲۴
درصد از کسانی که با جنس مخالف ارتباط داشته اند بیان کرده اند که رابطه آنان به آمیزش جنسی منجر شده است.
در استان‌های خوزستان و گیلان بیش از دیگر استانها این رابطه به رابطه جنسی منجر شده است.
۱۶
درصد از جوانانی که آمیزش جنسی داشته اند به حاملگی بعد از ازدواج اشاره کرده اند .این رویداد برای پسران در همه سنین و برای دختران بعد از ۱۷ سالگی رخ داده است.
درآمد خانوادگی بیش از ۱۵ درصد از جوانانی که ارتباط جنسی دشته اند ،بین ۵۰۰ تا یک میلیون بوده است.
در این گزارش آمده است که تبادل نگاه در حدود ۴۰ درصد آغازگر رابطه بوده است.
همچنین ۴۰ درصد افراد خیابان را به عنوان مکان آغاز ارتباط با جنس مخالف اعلام کردند، نزدیک به ۱۵ درصد در میهمانی خانوادگی ۱۵ درصد دانشگاه و ۱۲ درصد پارک و بقیه ،مهمانیهای دوستانه را اولین مکان ارتباطی با جنس مخالف دانسته اند.
سازمان ملی جوانان در انتهای این گزارش ملی تاکید می کند که شیوع رابطه با جنس مخالف در میان نوجوانان و جوانان ما به طور چشمگیر افزایش یافته است.

منبع: jahanews.com

آیا شما و همسرتان همیشه در مورد تمام مسایل از قبیل بـیـرون رفتن برای شام، باز گذاشتن درپوش خمیر دندان و یا تربیت بچه ها با یکدیگر مشاجره میکنید؟ دکتر جانسون نـویسنده کتاب “مشکلات عشق و ازدواج” میتواند شما را در ایـــن زمینه راهنمایی کند. به وسیله ۵ اصل مهم شما یـــاد میگیرید که چگونه ارتباط بهتری با دیگران برقرار کنید. ایـن اصـول بنـیـان هـای خـانوادگی زیادی را از خطر نابودی نجات داده اند.

مقدمه: راه حل حقیقی در رفع مشکلات

اولیـن مـرحله مـــصالحه و سازش است. شما باید از فریاد زدن و سـرزنــش کردن بـه شـدت پرهیـز کنید و بـه نــظرات و عقاید یکدیگر احترام بگذارید. مرحله دوم شناسایی مشکل و مــطرح کـــردن آن است. این دو مرحله قبل از شروع هر بحثی باید انجام شوند در غیر این صورت هیچ گاه موفق به سازش نخواهید شد. زمانیکه آمادگی ورود به مرحله سوم را پیدا کـردید می بایست بر روی چند مطلب با یکدیگر به توافق برسید.

اصل اول: در طول بـحث بـرای شـکست هـا و پــیروزی های یکدیگر چوب خط نیندازید.
متاسفانه این یکی از شایع ترین مشکلاتی است که اغلب زوج ها مرتکب آن میشوند. هنگامیکه یکی از طرفین دچار اشتباهی شد طرف مقابل آن را در ذهن خود ثبت میکند تا در یک موقعیت مناسب آن را بازگو کنـد. وقتـی یـکــــی از آنها شروع به گله و شکایت میکند دیگری هم آرام نمی نشیند و هر آنچه را در ذهن خود ثبت کـرده اســـت بــــاز گو میکند گویی با این عمل موفق تر از میدان بیرون می آید. در یک چنین وضعیتی حساب کردن برد و باخت ها به صورت مهمترین عامل در می آید و هـر دو طـــرف از حیــطه بحث اصلی خارج می شوند. روزی یکی از دوستانم به من گفت: “من ایــــــن هفته توانستم چـهـار بـــار حرفم را به کرسی بنشانم در حالیکه همسرم تنها دو بار توانست این کار را انجام دهد.”  او هیچ اهمیتی به درست یا غلط بودن کار خود نمی داد، فقط میخواست حرف آخر را خودش بزند. عده ای فرصت دادن به شریک زندگی را ضـعـــف شخصیتی به حــــساب می آورند. چنین رفتاری باعث جدایی و دور شدن زوجین از یکدیگر و در نهایت ایجاد تنفر میشود.

مصالحه و سازش بـه معنای وجود ضعف در شخصیت افراد نیست. هرزگاهی چند اجازه رشد کردن را به طرف مقابل بدهیـد. نفس خود را به مبارزه دعــــوت کنید تا روح شما از هرگونه عیب و زشتی به دور باشد. اگر با کله شقی تمام تنها به جـــمع کردن امتیاز در یـک رابـطـه بـیـندیشـید دیـگر قــادر بـه دیـدن مشــکلات اصـلی نخواهید بود و تصمیمات نادرستی اتخاذ میکنید که به زندگی مشترکتان صدمات جبران نا پذیری خواهد زد.

اصل دوم: طرز حرف زدن عامل مهمی در تعیین نتیجه هر گونه بحثی است.
حـتی اگـــر حــــق با شما باشد، اگر به روش صحیح آن را مطرح نکنید ممکن است حق مسلم خود را از دست بدهید. پس سعی کنید شیوه درست را برگزیـنـید. اصـــــلا خوب نیست که با به کار بردن لغات و اصطلاحات توهین آمیز شریک زندگــی خود را مجبور به دفــــاع کنید. واکنش طبیعی نسبت به حمله و تجاوز از دو حال خـارج نیسـت: یـــا فـــرد متقابلا تصمیم به مبارزه میگیرد و یا اینکه به لاک دفاعی فرو می رود که در هر دو حالت مشکل به شیوه منطقی حل نخواهد شد.

از کلمات “همیشه” و “هرگز” استفاده نکنید.گفتن جمله هایی ازقبیل “تو هرگز در کارهای خانه کمک نمیکنی” از آغاز ایجاد هرگونه بحث منطقی را مختل میکند. بیــشتر شبیه این است که شما قصد مبالغه داشته و می خـواهیـــد شخص مقابل را به مبارزه دعوت کنید. پاسخ  به شما چیزی جز این نیست: “این درست نیسـت، دو هـفـته پیش بود که من تمام خانه را تمیز کردم و بچه ها را به مدرسه بردم” و کل بحث به جــریان تو بگو من بگو تبدیل می شود و از دایره بحث اصلی خارج میشوید.

بنابراین از به کار بردن لغاتی که معنای کلی و قطعی دارند خـودداری کنـید. جمله بالا را میتوان با فرم متفاوتی به این شکل بیان کرد: “من می خـواسـتـم راجــع به سهم تو در کارهای خانه صحبت کنم؛ لطفا مرا هم در اولویت قرار بده؛ بعضی وقت ها فـکر می کنم خانواده، دوستان و همکارانت نسبت به من ارجع تر هستند.”

دشنام و ناسزا با صدای بلند. بعضی از انسانها با این باور رشد می کنند که هر کس پـرخـاشگرتـر بــاشد و با صدای بلندتری صحبت کند، قدرتـمندتر بوده و می تـوانـد تـوجـه بیشتری را بخود جلب کند. این شیوه برای تهدید و ارعاب و بی ارزش کردن همسرانتان بی نظیر است اما با این کار شما فقط آنها را عصبانی میکنید، بعد از مـدتی هم نسبت به شما بی میل خواهند شد. شاید جرات بازگو کردن این مطلب را در مـقـابـل چشمان شما نداشته باشند اما بیحرمتی در نهانشان باعث ایجاد انزجار و تنفر از شما میگردد.

هـر بــار که یکی از زوجین مورد آزار دیگری قرار گیرد و خاطرش از او آزرده شود نـه تـنـهـا مشکل اصلی حل نمی شود بلکه لکه های جبران ناپذیری نیز بر روی پـرده روابطــشـان به وجود می آید که خود باعث فروپاشی بنیان خانواده می گـردد. هنگام شنیدن کلمات توهین آمیز به شخص مقابل بگویید: “اگر بخواهی به این طرز صحبت کــردن ادامه دهی من نمی توانم با تو گفتگو کنم.” و بعد پیشنهاد کنید تا  بـحث به زمان دیــگـری کـه هــر دو طرف از آرامش کامل برخوردارند موکول شود. ولـی اگر متـقـاعد نـشد و تـجـاوز خـــود بـه حریم شما را ادامه داد، تصمیم گیری با شماست. از خود بپرسید آیا می تــوانــید با کسی که بی شرمانه به حقوق شما تجاوز میکند، زندگی کنید؟!

تهدیداتی نظیر “و اگر نه…!!”

بسـیـاری از افـراد هسـتــــند که همیشه از ضمیمه کردن یک جمله تهدید آمـیـز بـه آخـر سخنان خود لذت می برند. برای مثال می گویند ” تـو بهـتـر اســت کارها را مطابق میل من انجام دهی واگرنه…!!” آنها ظاهرا احساس می کـنـــــند که نیاز خود را از این طریق مرتفع می سازند اما اگر در مقابل جوابی مانند “و اگر نه چــــــه کار میخواهی بکنی؟؟” دریافت کنند آنگاه؟!…  در این لحظه که شما بی توجهی همســرتان را نسبت به تهدید خود می بینید چه کاری میتوانید انجام دهید؟ باز هم به فکر تلافی مـــی افتید. مشکل اینجاست که عدده معدودی پاسخ مثبت به اینگونه تهدیدها  می دهند و ســـایرین تنها به این دلیل که ثابت کنند هیچ گاه مجبور به انجام عملی نیستند دقیقا کار مخالف نظر شما را انجام می دهند. اگر زمان عمل به گفته هایتان فرا برسد، چه کار می کــنـــیــد؟ عقب نشینی میکنید و یا به جنگ با همسرتان ادامه میدهید؟

طور دیگر به قضیه نگاه کنید و طرز برخورد خود را تغییر دهید. آگاه ساختن طرف مقابـــل از نتـایـج کــــار خــود عملی عاقلانه است اما باید با ملایمت بیان شود، مثلا: “اگر طبق خواسته من عمل نکنی موجب میــشود که من ….” اگر او در انجام خواسته شما قصور کند حداقل شما او را از نتیجه کارش آگاه ساخته اید.

اما شما چطور میـــتوانید از نتیجه کار مطمین باشید؟ چطور همه چیز بر وفق مراد شما پیش خواهد رفت؟ راهــــهای زیادی برای انتقال افکار وجود دارد که مهمترین آنها “گفتار” است. شما به وسیله گفته های خود میتوانید شخص مقابل را متوجه کلیه آمال درونی خود بکنید. به کار بردن جمـله های زیر میتواند مشکل هر رابطه ای را به آسانی برطرف کند:

– چیزی هست که برای من اهـــــمیت زیادی داره، اگر ممکن باشه میخواستم امروز در موردش باهات صحبت کنم.

– من فکر میکنم ما دو تایی از پس این مشکل بر می آییم.

– تـــحمل این قضیه واقعا برای من سخته، فقط میخواستم نظرمو در مورد این مطلب با تو در میون بذارم.

– فقط میخوام به من گوش بدی و تا وقتی حرفام تموم نشده قضاوت نکنی.

– اصــــلا لازم نیــست تمام مشکلات همین حالا حل بشه، فقط می خوام حـرفـــامــــو بشنوی.

اصل سوم: در یک زمان خاص تنها بر روی یکی از مشکلات خود تمرکز کنید تا به نتیجه برسید.
یکی از اساسی تریــن مشکلات من هنکام روان درمانی زوج ها، دور نگه داشتن آنها از خلط کردن چند مبحث مختلف است. مـــوشکافی و تجزه تحلیل چند مساله مهم در آن واحد غیر ممکن است. و تنها دلیل شکست در راه حــل مشکلات آمیختن آنها با یکدیگر است. به تازگی من و همسرم در مورد مسایلی پیرامـــون مــــدیـــریت مالی زندگی به مشـکل بـر خـوردیـم و بـحـث و جـدال را شـروع کـردیـم. سپـس تـصمـیم گـرفتیم با قضیه منطقی برخورد کنیم. اشتباهاتمان را پذیرفتیم و به موضوع بحث اصلی پرداختیم. الـبته برای رسیدن به نتیجه مطلوب کمی تلاش لازم است.

با تمرکز بر روی یک موضوع مشخص میتوانید خیلی زود به نتیجه برسید. شـاید در نگاه اول کمی مشکل به نظر برسد اما ارزش تـوجـه بیـشتر را دارد. شاید شریک زندگیتان با پـرداخـتـن بـه یـک مـوضـوع دیـگر شـما را از ریـل اصـلی خارج کرده و به بیراهه بکشانـد. صحبت کردن پیرامون مسایل مختلف روشی موذیانه برای تغییر موضوع بـحث است. هر زمان با چنین مشکلی مواجه شدید به عنوان مثال بگویید: “اجازه بده در حـال حاضر به این موضوع بپردازیم و ——– (موضوع بعدی) را برای یک وقت دیگر بگذاریم.”

اصل چهارم: زمان و فضای مناسبی را برای بحث و مذاکرات خود در نظر بگیرید.
همیشه زمان و مـکان مـنـاسبــی برای حل مشکلات شما وجود دارد. ابتدا مکان: دقیقا نمی توان گفت کدامیک از اتاق های خـــانه مناسب است، فقط کافی است برای هر دو نفر فضایی آرام بخش باشد. ممکن است بــرای عـــده ای میز آشپزخانه و برای سایرین اتـاق خـواب بـاشـد. تـوجــــــه داشته باشید که هیچ گاه در مـلا عام و یا خانه دوستان و آشنایان بحث خانوادگی را شـــروع نکنید. چنین گفتگوهایی ارزش برگزاری در یک مکان مناسب را دارند.

سهل انگاری در انتخاب یک مکان مناسب بزرگترین اشتباه است که متاسفانه بسیاری از زوج ها مرتکب آن می شوند.

انتخاب زمان مناسب به انـدازه مـکان از اهـمـیـت ویـژه بـرخـوردار اســت. در ایـن مبـحث می بایست سه امر اساسی مورد توجه قرار گیرد.

اولا شما باید (و واقعا باید) مشکلات را در نقطه شروع شناسایی کنید تـا قـدرت داشته باشید قبل از اینکه به یک خصوصیت اخلاقی در فرد مقابل تبدیل شوند آنها را رفع کنید. بسیاری از افراد پس از اینکه طرف مقابل برای بیستمین بار مرتـکـب اشتباهی میشود، احساس ناراحتی می کنند که دیگر آن زمان بسیار دیر است. هر چـه طرف مقابل مدت زمان بیـشتری بـه کـار اشــتباه خـود ادامـه دهــد شما باید نیروی بیشتری صرف کنید تا بتوانید او را از این عمل باز دارید. اگر دست روی دســت بگذارید و توقع داشته باشید که همه مسایل به خودی خود حل شوند هیچ گاه نباید انتـظار داشته باشید تا خواستهای شما برآورده شود و نیازهایتان مرتفع گردد.

ثانیا مطمئن شوید که به اندازه کافـی زمـان هسـت تـا بـتــوانید به طور کامل به موضوع مورد بحث بپردازید. عده زیادی از بـیـمـاران مـن مسـایل بسیار مـهــم را درست در زمان خاتمه جلسه بیان می کنند و بعد از اینکه من به آنها پایان جلسه را اعـلام میــکنم آنها عصبانی میــشوند. مورد مشابه در روابط خانوادگی وجود دارد. شروع بحث هنگام خروج از منزل یا رفتن به محل کار بی فایده است. البتـه تـوجـه داشـتـه بـاشیــد اگر بحث برای مدت زمان زیادی به تعویق افتد ممکن است مشکل شما بـه دسـت فـرامـوشی سپرده شـود و برای همیشه حل نشده باقی بماند. بنـابرایـن زمـان مناسبـی را بـرای شــــروع بحث رودر رو انتخاب کنید. (مکالمه تلفنی به اندازه کافی اثر بخش نیست.)

ثالثا اگـر ســاعت ها بر روی مشکل خود بحث کردید و به نتیجه مطلوب نرسیدید، شاید وقت آن رسیده باشد که جلسه را تعطیل کنید و ادامه آن را به زمان دیگری موکول کنید. زمانیکه هر دو طرف خسته باشند ممکن است بحث به حاشیه کشیده شود؛ پس بهتر است بر سر این مساله با یکدیگر توافق کنید و ادامه بحث را زمانی کـه هــــر دو طرف از آمادگی کامل برخوردار بودند ادامه دهید.

اصل پنجم: اگـر نسـبـت بـه هـمسر خود بی اعتنایی کردید و او را آزرده خاطر ساختید؛ از او عذرخواهی کنید.
عذرخواهی یـک عـمـل کوتاه و شیرین است. هیچ کس کامل و بی عیب نیست. گاهی پیش می آید که دانسته و یا نادانسته به احساسات طرف مـقـابل خود لطمه می زنید. ممکن است در آن لحظه ارواح خبیثه شما را احـاطـه کـرده بـاشـند اما چیزی که اهمیت دارد این است که در حال حاضر پشیمان هستید. غرورتان را کنار بگذارید و از همسرتان طلب بخشش کنید.در شرایط مشابه هنگامیکه شما نیز مورد بد رفتاری و بی احترامی قرار گرفتید، می توانید انتظار عذرخواهی از جانب همسرتان را داشته باشید.

ممکن است شما والدینی داشتید که برای حقوق یکدیگر ارزشی قائل نـبودند، به حریم شخصی یکدیگر تجاوز میکردند و مشکلات زندگی روابط آنها را به راحتی پایــمال میکرد. من حاضرم با شما شرط ببندم که آنها هیچ گاه از یکدیگر عذرخواهی نمی کـردنـد. پس متفاوت باشید. اشتباهات خود را قبول کنید تا از هر قید و بنـدی بـه دور بـاشــیــد. برای شریک زندگی تان ارزش قائل باشید و اجازه ندهید تا مشـکـلات سرانــجام ناخوشی را برای شما به همراه داشته باشند.

اصول و فنون یاد شده را می تــوانـید در زمینه حل کلیه مشکلات خود به کار گیرید تا در حل تمام مشکلات روابط زناشویی خود به موفقیت دست پیدا کنید.

دسته : آرشيو مسايل جنسي - 894 بازدید
نویسنده : محمد عباسی نسب - تاریخ : ۲۰ / ۰۵ / ۱۳۸۸
برچسب ها :, ,

خوب! چــند نفر از شما به این مرحله رسیده ایـد؟ تعجبی وجود ندارد کـه در این دوران مثل قبل رابطه جنسی بـرقرار کنید؛ ما هم در ایـن مقاله برای از بین بردن شایعات همه گیر و تقویت روحیه ایـن افراد، نکات مثبتی را ذکر میکنـیم.

میزان برخورد عاطفی بسـتگی به میزان صمیمیت زوجین دارد. تعداد بسیار زیادی از مردان معـمــولاً پس از سـن ۶۰  سالگی از نزدیکی دست می کشند و اغلب خانم ها هم تصور می کنند که پس از یائسگی قـوای جنسـی شان از کار می افتد. خوشبختانه هیچ کدام از این تصورات صـحیح
نیستند.

برقراری رابطه جنسی در میانسالی حتی می تواند از کلیه زمانها لذت بخش تر باشد. رسیدن به بلوغ کامل به زوجین اجازه می دهد تا با تجربه بیشتری از روابط عاشقانه خود لذت ببرند. در این دوران معمولاً بچه ها بزرگ شده اند و خانه را ترک کرده اند. فشارهای روزمره زندگی برای کار معمولاً خیلی کمتر از دوران جوانی است.

جامعه معمولاً اهمیت بسیار زیادی برای جوانان قائل است و به همین دلیل خود به خود این تصور غلط که افراد مسن علاقه ای به برقراری رابطه جنسی ندارند، بوجود می آید. مردم هم که به طور طبیعی عادت دارند هر چیزی را که جامعه به خوردشان می دهد، بپذیرند، به همین دلیل در میانسالی از برقراری رابطه جنسی دست می کشند.

البته می توان گفت که یکسری تغییرات فیزیولوژیک خاص وجود دارد که عملکرد طبیعی سکس را با تغییراتی مواجه می سازد. متاسفانه بیشتر افراد تصور می کنند که این علائم به معنای پایان بخشیدن زندگی جنسی آنهاست که در حقیقت این مطلب به هیچ وجه صحت ندارد.

تعداد بسیار زیادی از آقایون ۶۰ ساله و بالاتر، هنگامیکه با مشاهده صحنه های تحریک کننده خودبخود نعوظ نمی شوند، نگرانی پیدا می کنند. این امر بدان معنا نیست که عملکرد جنسی به طور کلی از میان رفته بلکه تنها به این معنا است که در این زمان نسبت به گذشته نیاز به محرک های مستقیم تری دارند. متاسفانه در چنین حالتی برای اینکه همسرانشان تصور نکنند با مشکل جنسی مواجه هستند، از برقراری رابطه جنسی خودداری می کنند.

زمانیکه سن آقایون افزایش پیدا می کند، مدت زمان مورد نیاز میان تعداد دفعات انزال، افزایش پیدا می کنند؛ این مدت زمان پس از سن ۶۰ سالگی یک روز کامل و یا چند روز محاسبه شود.

یکی دیگر از مشکلات جنسی ۶۰ سالگی این است که طرفین رابطه تصور می کنند که حتماً باید به اوج لذت جنسی دست پیدا کنند. انجام این کار لزوماً واجب نیست. جنس مذکر تصور می کند که حتماً باید به اوج لذت برسد و جنس مؤنث هم تصور می کند که اگر نتواند شریک خود را به بالاترین میزان رضایت برساند، برای او جذابیتی نخواهد داشت.

کمبود مواد روان کننده یکی از مشکلات خانم ها و سستی کمر از جمله مشکلات آقایون در دوران میانسالی به شمار می رود. درمان هایی برای هر دو مورد وجود دارد که با مشورت با پزشک قابل حل می باشد.

زمانیکه صحبت از مشکلات جنسی به میان می آید، فاکتورهای بسیار زیادی را باید مد نظر گرفت. تحت درمان بودن و استفاده از برخی داروهای خاص، الکل، و برخی بیماری های خاص، تمایل جنسی را تا حد بسیار زیادی کاهش می دهند. باز هم در این مورد مشورت با پزشک بیشترین کمک را می تواند به شما کند.

یکی از مهمترین ابزاری که هر خانواده می تواند با بکارگیری آن مشکلات جنسی خود را برطرف نماید، کمک گرفتن از مغز است. از آن عاقلانه استفاده کنید تا دلیلی برای عدم برقراری رابطه جنسی در افراد بالای ۵۰، ۶۰، ۷۰ و حتی بالاتر باقی نماند.

دسته : آرشيو مسايل جنسي - 951 بازدید
نویسنده : محمد عباسی نسب - تاریخ : ۲۰ / ۰۵ / ۱۳۸۸
برچسب ها :, ,

۱ – عشق معطوف به غیر از خود است. در حالیکه محور هوس خود فرد و لذت اوست. جملات زیر را مقایسه کنید:
- ( من) دوستت دارم
- ( من) برات می میرم

- (برای من) هیچکس مثل تو نمیشه
- ( من ) همیشه به فکر توام
-( من) را فراموش نکن
- ( من ) از تو رنجیدم
در حالیکه در عشق، توجه به حالتها و لذتهای خود نیست. و خواست و شرایط معشوق جایگزین خودخواهی فرد می شود.
جمله معشوق است و عاشق پرده ای
زنده معشوق است و عاشق مرده ای
۲ – هوس پاسخ به یک نیاز جسمانی و روانی است، مثل نیاز به آب، نیاز به اکسیژن ، نیاز به غذا. ولی عشق فراتر از یک چنین نیازی هست. عشق فراهم آورنده رشد و خودشکوفایی فرد است. لذا فردعاشق خود را خوار نمی کند، کوچک نمی کند. عشق عزت و احترام دارد و این احترام از روی بی نیازی و بزرگی عشق حاصل می شود. شاید در فیلم ها دیده و شنیده باشید که فردی می گوید« من عشق را گدایی نمی کنم».
هر چه جز عشقست، شد ماکولِ[۱] عشق
دو جهان یک دانه پیش نَولِ[۲] عشق
دانه یی مر مرغ را هرگز خورَد؟
کاهدان مر اسب را هرگز چَرَد[۳]؟

۳ – عشق محدود کننده و زندانی کننده معشوق نیست. عشق آزاد کننده است. اگر فردی را مجبور کنیم که همه علائق ، سلیقه ها و تفکراتش را فقط متوجه ما کند و فقط به ما بیندیشد، او را محدود به خودمان کرده ایم، نه اینکه عاشق خودکرده باشیم. در واقع این عشق نیست، این یک هوس است و ما را وابسته به شخص دیگری نموده است.
آنکه او بسته غم و خنده بود
او بدین دو عاریت زنده بود
باغ سبز عشق، کو بی منتهاست
جز غم و شادی درو بس میوه هاست
عاشقی زین هر دو حالت، برترست
بی بهار و بی خزان ، سبز و ترست
در نگنجد عشق در گفت و شنید
عشق، دریایی ست قعرش ناپدید.

۴ – عشق با بدبینی و سوء ظن همراه نیست. عشق یک اعتماد است. یک اطمینان است و پس از شناخت رفتار، گفتار و احساسات معشوق، و به جهت یک آگاهی عمیق به وجود می آید. لذا ابتدا اعتماد به وجود می آید و بعد عشق منعقد می شود.
بعضی ها می پرسند «باید اول عاشق شد بعد ازدواج کرد یا اول ازدواج کرد بعد عاشق شد؟!»
در جواب باید گفت: اگر بعد از ازدواج بخواهی عاشق بشوی که کار از کار گذشته است و آن فرد هر خصوصیت یا رفتار و یا افکار و احساسی که داشته باشد، باید تحمل کنید، نام این عشق نیست.
از طرف دیگر بدون بررسی ، شناخت ، تحقیق و ارتباط رسمی چگونه می توان عاشق فردی شد تا در پی آن ازدواج کرد؟ ( یعنی روش عاشق شدن قبل از ازدواج چگونه است)
خلاصه اینکه، طی یک فرایند رسمی که خانواده ها در جریان هستند، و ارتباطات شما آشکار و شفاف هست. با مشورت و بررسی شما و خانواده هایتان از فرد مقابل آگاهی به دست می آورید، تناسب رفتارها، نقاط ضعف ، احساسات و افکار یکدیگر را می سنجید و سایر معیارهای مطلوب را دقیقا ارزیابی می کنید. بدیهی است که اگر این موارد مثبت باشد خواه ناخواه شما عاشق فرد می شوید( نه هوس پیدا کنید).
اما هوس اینست که معمولا به صرف مجاورت ایجاد می شود. همکلاسی، هم محله ای، همکار، فامیل و …، می بینید، خنده ها و عشوه هایش را حس می کنید، شیطنتها ، بازیگوشی ها، و کلاس گذاشتن هایش را نظاره می کنید، به دلتون می افتد که عاشقش هستید و با خیالات مستمر از او غولی می سازید که فقط بعد از ازدواج شکسته می شود و واقعیت آن روشن می شود. معمولا چنین دو نفری به جای شناخت یکدیگر، انرژی خود را صرف احساسات یکدیگر می کنند، دل میدهند و قلوه می گیرند، هر روز به تعداد زیادی برای یکدیگر می میرند، یا حداقل غش می کنند  و تعارفات کلاس بالا نصیب هم می کنند، از وجود یکدیگر ممنون می شوند، از هم زیاد تشکر می کنند، با مطالعاتی که در مورد مخ زنی دختر یا پسر در اینترنت یا ….آموخته اند سعی می کنند طرف مقابل را شیفته خود سازند ( به هر قیمتی)به هم زیاد کادو می دهند، متون ادبی جالب ، آهنگهای احساس نواز، و مبالغه های غیر عقلانی به یکدیگر پیشکش می کنند، کم کم نقش پدر، مادر، دوستان، همکاران و … را حذف کرده و همه را یک جا به محبوب خود پیشکش می کنند، و وقت خود را یا با او پر می کنند یا با خیالات او سر می کنند و در خیالات خود او را تک ستاره ای می دانند که آسمان قلب آنها را نورانی می کند، بدون او زندگی معنی و مفهوم و شور خود را از دست می دهد. او یک انسان نیست، یک فرشته است، او هیچ عیبی ندارد، و فقط و فقط مهر و عشق و صفا و نقاط مثبت است. تصور از دست دادن او ، کابوسی وحشتناک هست. مفعول شعرهای تمام ترانه های شاد و غمناک به نوعی به محبوب آنها بر می گردد، واینگونه این احساسات غیر قابل کنترل می شود ، در حالیکه عشق همانطور که گفته شد، فرایند مشخصی از آگاهی می باشد. منظور این نیست که از احساس تهی باشد، نه ، اما احساس یکی از پارامتر های مهم در کنار پارامترهای آگاهی هست که نمی تواند جای خالی دیگر خصیصه ها را پر کند.
احساس انفجار آمیز در رابطه ها منجر به تحریف واقعیت ها شده و آنقدر آب را گل آلود می کند که خود فرد به هیچ وجه قادر به شناخت صحیح طرف مقابل خود نیست. و پس از فروکش کردن احساست، پس از ازدواج ، تفاوت میان خیالات خود و واقعیت ها را درک می کنند.

۵ – عاشق، خود را ملزم می داند که حریم عشق و معشوق را رعایت کند و هنجارها را به نفع لذت خود نمی شکند. عاشق در پی کام گرفتن از معشوق، پیش از آنکه این حریم کامل و رسمی شود، نیست. باید کانون خانواده شکل گیرد و انعقاد پیمان زناشویی انجام پذیرد و طرفین مسئولیت زندگی و تعهد کامل را نسبت به هم بپذیرند. هر گونه خلوت، لمس و ارتباطی که جنبه لذت جویی داشته باشد (قبل از تعهد کامل زناشویی و در چارچوب قانون)، صرفا آسیب پذیری عشق را به همراه دارد و این آزمایش کردن عشق نیست، بلکه سیراب کردن هوس و عطش شهوانی است.
عشق هایی کز پیِ رنگی بُوَد
عشق نَبوَد ، عاقبت ننگی بود

۶ –  چنین مواردی از نشانه های هوس هستند: زودرنجی، قهر و آشتی ، دل خوری، نگرانی، تردید ، عجله در به نتیجه رسیدن، امروز و فردا کردن، زبان بازی کردن، با چند نفر ارتباط صمیمی وعمیق عاطفی گرفتن، رویاپردازی در مورد فرد، چشم پوشی از نقاط ضعف آن شخص و … ، همه از نشانه های هوس است، در حالیکه عشق ، قامتی رعناتر، بزرگتر ، قوی تر و منحصر به فرد دارد و از همه مهمتر آرامش بخش است و نگرانی از درست رفتن، ندارد. عشق هایی که نگرانی آفرین، اضطراب آور و دمدمی مزاج و به ظواهر فرد بستگی دارد، همان هوسها هستند که « محور من» در آنها قوی است . یعنی فرد همه چیز را برای خودش می خواهد ، نه معشوق
هر که را جامه ز عشقی چاک شد
او ز حرص و جمله عیبی پاک شد
شاد باش ای عشقِ خوش سودای ما
ای طبیبِ جمله علت هایِ ما
ای دوایِ نخوت و ناموسِ ما
ای تو افلاطون و جالینوس ما
جسمِ خاک از عشق ، بر افلاک شد
کوه، در رقص آمد و چالاک شد

۷ – عشق پیش نیاز لازم دارد.
یعنی فرد باید رشد کند و از مراحلی بگذرد تا نوبت به عاشق شدن برسد. کسی که هنور با والدینش درگیر است، سازگاری با همکاران ندارد، رابطه صمیمانه ای با دوستانش ندارد. افسرده و مضطراب است، تصمیم های مهمی در زندگی نگرفته یا به اجرا در نیاورده است، از این شاخه به آن شاخه می پرد، هدف زندگی خود را شفاف ترسیم نکرده است. و حتی در انتخاب هنجارها به انتخاب ثابتی برای وضع ظاهری ، پوشش و نحوه رفتارش نرسیده است و مردد بوده و روز به روز شکل به شکل می شود و هویت خود را نیافته است، مانند کودک پیش دبستانی است که برای اردو به دانشگاه رفته باشد، او هرگز نمی تواند در نقش دانشجو باشد. حتی اگر بر روی صندلی های دانشگاه بنشیند. لذا عشق پس از بلوغ عاطفی ، بلوغ اجتماعی، بلوغ فکری، بلوغ روانی و …، پیدا می شود، در غیر این صورت فقط هوس خامی بیش نیست.

۸ – عشق باید یک وحدت و یکپارچگی بین شما ، افراد و همه هستی ایجاد کند. اگر رابطه دختر و پسری، با پنهان کاری، تعارض ، درگیری با دیگران، احساس گناه، اضطراب، تردید، و قطع روابط اجتماعی با دیگران، مشکل در شغل ، تحصیل ، روابط خانوادگی و …، همراه هست باید مطمئن شد که هوس، خود را به جای عشق به آنها معرفی کرده است. و چنین شروعی برای رابطه، پایان هایی به مراتب دردناکتر و فجیع تر به همراه دارد.

در میان دورانهای مختلف حیات انسان، دوره بلوغ و آغاز حیات جنسی از مهم‏ترین و بحرانی‏ترین ایام زندگانی به شمار می‏رود . در همین دوران است که دگرگونیهای بسیاری در تواناییهای جسمی به وقوع می‏پیوندد و به همراه خویش بینشها و گرایشهای نوجوان را متحول می‏سازد . مولوی در ضمن بیانی گیرا این دوره را این گونه به شعر در می‏آورد:
و آن جوانی همچو باغ سبز و تر
می‏رساند بی دریغی بار و بر
چشمه‏های قوت و شهوت روان
سبز می‏گردد زمین تن بدان
خانه معمور و سقفش بس بلند
معتدل ارکان و بی تخلیط و بند (۱)
با نظر به اهمیت این دوران، روان شناسان در یکصد ساله اخیر به تحقیقات دامنه داری دست زده‏اند و هر کدام از زاویه‏ای خاص به بازگشایی و تشریح این دوره پرداخته‏اند .
جالب است‏بدانیم قرن بیستم در کنار تمامی القاب و اسامی خویش، مانند: عصر فضا، اتم و عصر ارتباطات به «عصر شناسایی علمی نوجوانان‏» نیز ملقب شده است . (۲) و این مطلب نشانگر پیچیدگی این دوران خاص می‏باشد . از این رو، برخورد سطحی با این مقوله جز باز خوردها و واکنشهای منفی به بار نخواهد آورد . از همین جا می‏توان سنگینی رسالت مبلغان و مربیان را درک نمود; چرا که آنان می‏توانند با شناسایی این مرحله حیاتی و ظریف، نقشهای مثبت‏تری در پرورش مخاطبان جوان و نوجوان خویش ایفا نمایند .
در این راستا، نوشتار حاضر سعی خواهد نمود، ضمن رعایت چکیده گویی و با تاکید بر حیات جنسی در دوران بلوغ، نکاتی را یادآوری نماید . بدیهی است کاوش بیشتر در این عرصه و شناخت همه جانبه دوران نوجوانی، نیازمند تلاش خوانندگان محترم و پیگیری مباحث ارائه شده در منابع اصلی می‏باشد .

آستانه حیات جنسی
آستانه زمانی حیات جنسی در کشورها و مناطق مختلف جهان متفاوت است و به عوامل اجتماعی، اقتصادی، جغرافیایی قومی و توارث بستگی دارد . (۳) البته، باید توجه داشت که در مورد سن بلوغ بین کارشناسان اختلاف نظر است، اما بیشتر آنان بر این عقیده‏اند که شروع بلوغ در دختران ۹ – ۱۶ سال و در پسرها ۱۰ – ۱۷ سالگی است . اما آنچه مورد توافق همگی است، بلوغ زودرس دختران نسبت‏به پسران است . (۴)
در هر حال، بلوغ در پسرها با ترشح هورمونهای جنسی آغاز می‏شود و مهم‏ترین آنها تستوسترون است که موجب تغییرات بسیاری می‏گردد که در پایین به آنها اشاره می‏شود:
۱٫این هورمون بر توزیع موی بدن تاثیر گذاشته، رشد مو در ناحیه زهار، صورت، زیر بغل، قفسه سینه و پشت را موجب می‏شود .
۲٫در ابتدا صدای نوجوان را دورگه ساخته، سپس موجب بم شدن صدا می‏گردد .
۳٫ضخامت پوست را افزایش داده، با فعال ساختن غدد چربی موجب پدیدآوردن جوش غرور می‏شود .
۴٫به خاطر ترشح تستوسترون ضخامت و استقامت استخوانها افزایش می‏یابد و بدن عضلانی می‏گردد .
۵٫با شروع بلوغ و ترشح هورمون یاد شده، اندازه قسمتهای مختلف بدن، افزایش می‏یابد .
۶٫نیاز بدن به انرژی را تا ۱۵% افزایش داده، رژیم غذایی را تغییر می‏دهد . (۵)
امام صادق علیه السلام نیز در همین رابطه با گفتاری گویا به ارائه نشانه‏های بلوغ می‏پردازند و خطاب به مفضل می‏فرمایند: «فاذا ادرک و کان ذکرا طلع الشعر فی وجهه فکان ذلک علامة الذکر … و عز الرجل التی یخرج به من حد الصبی و شبه النساء; (۶) و آنگاه که طفل به مرز بلوغ می‏رسد، چنانچه پسر باشد، در صورتش مو می‏روید و این نشانه جنس مرد و خروج از دوران کودکی و شباهت‏به زنان است .»
در دنباله این دوران در حدود ۱۴ سالگی احتلام و انزالهای شبانه رخ می‏دهد و به مرور سرعت رشد کاهش یافته و در حدود ۱۸ یا ۱۹ سالگی متوقف می‏شود . در برخی روایات اسلامی نیز با اشاره به همین دوران، پایان رشد، ۱۸ سالگی قرار داده شده است:
«عن ابی عبدالله علیه السلام فی قول الله – عزوجل – «فلما بلغ اشده واستوی‏» (۷) قال: اشده ثمانی عشرة سنة واستوی التحی; (۸) امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه «فلما بلغ اشده واستوی‏» فرمودند: مراد از نیرومندی، رسیدن به هجده سالگی است و مقصود از «استوی‏» رویش مو بر صورت است .»

هویت‏یابی
نقش بلوغ تنها به جنبه‏های جنسی ختم نمی‏شود، بلکه از آنجا که دوران نوجوانی، زمان ساخت هویت و شخصیت‏یک فرد نیز محسوب می‏شود، بر آن نیز تاثیر می‏گذارد . این تاثیرها می‏تواند به صورت اختلالات شخصیتی ذیل جلوه‏گر شود:
الف) بدبینی: نوجوانان به هیچ کس اعتماد نداشته، دائما نگران آسیب دیدن و فریب خوردن از دیگران می‏باشند . در ذهن خود تهدیدهایی از طرف دیگران ترسیم می‏کنند و به دنبال آن موضع دفاعی می‏گیرند . زود عصبانی می‏شوند و به انتقاد یا پیشنهاد دیگران اهمیتی نمی‏دهند . مسائل کوچک را بزرگ می‏بینند و زندگی را بر خود و دیگران دشوار می‏سازند .
ب) شخصیت منزوی: کناره گیر، مردم گریز و اجتماع‏ناپذیر می‏باشند، دوستان کمی دارند، بی‏تفاوت بوده، به ندرت به دنبال تفریح و حضور در فضاهای باز می‏روند .
ج) شخصیت‏بی ثبات: این گونه افراد قدرت مواجهه با مشکلات را ندارند . روابط ایشان سطحی و فاقد صمیمیت است و برای آینده خویش هدف مشخصی ندارند . این گونه اشخاص برای رسیدن به اهداف خویش از خشونت روی گردان نیستند و ممکن است‏به انواع انحرافات اخلاقی و بزهکاری مبتلا شوند . (۹) در بخشهای آینده به خوبی در خواهیم یافت که بین بافت‏شخصیتی و حیات جنسی رابطه‏ای محکم وجود دارد . به عنوان مثال، برخی از انواع انحرافات جنسی سبب جامعه گریزی، انزوا یا شونت‏خواهد شد که در بحثهای آتی به آن خواهیم پرداخت .

رویش خرد و بلوغ جنسی
بلوغ جنسی و علائم آن نه تنها نشانگر رشد جسمی و جنسی نوجوان است، بلکه نشانی از تحول و تکامل در جنبه‏های روانی نیز هست . به همین دلیل، اغلب نوجوانان در سنین بین ۱۲ تا ۱۵ سالگی به نوعی بلوغ عقلی می‏رسند و مفاهیم مجرد و انتزاعی را درک می‏کنند و بسیاری از ارزشها و اصول اخلاقی را درمی‏یابند . در ادامه این رشد، آنان در ۱۵ تا ۱۸ سالگی وارد مرحله‏ای جدیدتر می‏شوند و به فلسفه زندگی، بایدها و نبایدهای زندگی توجه می‏نمایند و به پرسشگری در این موارد می‏پردازند .
در همین دوران است که ضمن درک واقعیتها، بر آزادی خویش تاکید می‏کنند و خواستار آزادی در بسیاری از زمینه‏ها می‏شوند . این مسئله از آنجا اهمیت می‏یابد که اگر نتوان در این دوران بین بلوغ عقلی و جنسی نوجوان رابطه‏ای منطقی و درست پدید آورد، انحرافات، بزهکاری و اختلالات رفتاری و شخصیتی را در پی خواهد آورد . (۱۰)
امیرمؤمنان نیز باتاکید بر همین هویت متضاد نوجوانان، دوره نوجوانی را عرصه پیکار خرد و حماقت می‏داند و می‏فرماید: «لا یزال العقل والحمق یتغالبان علی الرجل الی ثمانی عشر سنة فاذا بلغها غلب علیه اکثرهما فیه; (۱۱) خرد و حماقت همواره و پیوسته تا ۱۸ سالگی در جنگ و ستیز برای غلبه بر انسان‏اند و آن گاه که به هجده سالگی برسد، از میان خرد و حماقت هرکدام که در جان نوجوان عمق بیشتری داشته باشد، پیروز این میدان خواهد بود .»
در همین رابطه روایات دیگری نیز وجود دارد که ضمن تاکید بر تفکیک بلوغ عقلانی و جنسی، بلوغ عقلی را تنها ملاک مهم در ارزشیابی از شخصیت نوجوان به حساب می‏آورند . از این میان، می‏توان به روایتی از امام صادق علیه السلام اشاره نمود که می‏فرماید: «انقطاع یتم الیتیم بالاحتلام وهو اشده وان احتلم ولم یؤنس منه رشد وکان سفیها او ضعیفا فلیمسک عنه ولیه ماله; (۱۲) یتیمی [کودکان بی‏سرپرست] با احتلام که همان نیرومندی بدن اوست [و نشانه بلوغ جنسی است] پایان می‏پذیرد . اما چنانچه با وجود احتلام، او به رشد [عقلی] نرسیده باشد و سفیه یا ضعیف باشد، سرپرست وی باید اموال او را [بازستانده،] نزد خویش نگه دارد .»

مراحل تمایلات جنسی
نوجوانی، دوره‏ای انتقالی و نوعی برزخ میان کودکی و جوانی به شمار می‏رود . در این سن مسئله آفرین، نوجوان وارد حیات عاطفی خویش می‏شود و با رشد جنسی، احساس بی‏ثباتی و عدم امنیت در وی تشدید می‏شود . زنگهای خطر آنگاه به صدا درمی‏آیند که والدین و مربیان به جای راهنماییهای مؤثر و کارگشا، تدابیری مبهم و گیج کننده را اتخاذ نمایند و به این وسیله نوجوان را در سرگردانی رها سازند . از این رو، مناسب است‏با توجه به اهمیت مطلب، گذری هرچند کوتاه بر مراحل تمایلات عاطفی – جنسی در نوجوان داشته باشیم .
پیش از بررسی این مراحل، لازم است‏بدانیم نوجوان در آغاز این دوران احساس ناشناخته و مرموزی را در وجود خویش می‏یابد که با نوعی محبت و علاقه به دیگران آمیخته است . این احساس به پنج مرحله تقسیم می‏شود:
مرحله اول: توجه نوجوان به وضع بدن به ویژه دستگاه تناسلی‏اش معطوف می‏شود و این سرآغاز تمایلات جنسی او است .
مرحله دوم: در این مرحله توجه به امور جنسی با عاطفه و محبت همراه می‏شود و ماهیتی عاطفی به خود می‏گیرد .
مرحله سوم: علاقه به جنس مخالف در وی بیدار می‏شود . این علاقه ممکن است‏یک یا چند نفر را هدف قرار دهد .
مرحله چهارم: علاقه از چند نفر به یک نفر معطوف می‏گردد . این فرد ممکن است از لحاظ سنی مسن‏تر از نوجوان باشد .
مرحله پنجم: نوجوان تغییر عقیده داده، به فردی از جنس مخالف که همسن او باشد متوجه می‏شود . (۱۳)
در واقع، نوجوان طی حیات جنسی خود دو نوع عشق را تجربه می‏کند: عشق عاطفی و عشق شهوانی . عشق عاطفی محبتی پاک می‏باشد و به دور از جنبه‏های جنسی با تمجید و تحسین توام است و نوجوان از اینکه این احساس را با مسائل جنسی لکه‏دار کند به شدت پرهیز دارد . به دنبال عشق عاطفی، عشق شهوانی سر می‏رسد که همراه با لذتهای جنسی می‏باشد . در این مرحله، نوجوان چنانچه ویژگیهای مطلوب خویش را در شخص مقابل ببیند، به ازدواج می‏اندیشد .
«موریس دبس‏» در تشریح این دوران می‏گوید: «دیر یا زود غریزه جنسی، به ویژه در پسران، تا سرحد وجدان نفوذ کرده، تحریکات شهوانی، همچون تصادم امواج با ساحل، شروع به مبارزه می‏نمایند . این غریزه آن گونه قدرتمند است که مرکز تاثیرگذاری برای تمام آرزوهای اعضای دیگر بدن می‏گردد . اما تاثیرات غیرمستقیم آن بسیار بیشتر است . وجود آن به کلی زندگانی عاطفی و تظاهرات محبت‏آمیز انسان را تحت تاثیر قرار می‏دهد . تا جایی که اگر در ۱۳ یا ۱۴ سالگی مکان محدودی را در عاطفه اشغال کرده باشد، سه یا چهار سال بعد، مالک اصلی آن می‏شود و آن گاه است که تمام تظاهرات محبت‏آمیز انسان از غریزه جنسی سرچشمه می‏گیرد .» (۱۴)
با این وجود، باید توجه داشت که در این مرحله، چنانچه این علاقه‏مندیها در چارچوب شرع و قانون مهار نشوند، ممکن است‏به مسئله‏ای پرمخاطره تبدیل شوند . به همین خاطر، مناسب است در سنین حساس بلوغ با تقویت اراده نوجوانان و ارائه آگاهیهای لازم آنان را به خویشتن داری و پی‏گیری فعالیتهای سالم تشویق نمود تا در این دوران پر اضطراب و خطرآفرین، در مسیری سالم و خداپسندانه گام بگذارند و به سلامت از طوفانهای جنسی بگذرند .

کجرویهای جنسی
وجود نیازهای جنسی در انسان، مانند نیازهای ابتدایی نظیر گرسنگی یا تشنگی مسئله‏ای طبیعی به شمار می‏رود . اما این نیاز در دوران بلوغ از قدرتمندترین جنبه‏های حیاتی محسوب می‏گردد که دیگر جنبه‏های عاطفی، عقلانی و اجتماعی را تحت تاثیر قرار داده، در پاره‏ای از موارد برای ارضاء خویش قوانین را زیر پا می‏گذارد . از همین جا است که مفهوم «انحرافات جنسی‏» پدید می‏آید و بر همه روشهای کسب لذت جنسی که مورد قبول قوانین دینی و اجتماعی نباشد، اطلاق می‏گردد . (۱۵)
در واقع، با کاهش قدرت مقاومت اراده و ایمان شخص در برابر جاذبه‏ها و کششهای جنسی، زمینه بروز کجرویهای جنسی مهیا می‏شود و نوجوان به یک یا چند بزه جنسی روی می‏آورد . کامجویی از خود یا کشش به سوی جنس موافق یا گرایشهای غیرقانونمند به سوی جنس مخالف از جمله گرایشهای انحرافی به حساب می‏آید .
همچنین این گونه انحرافات موجب رشد احساس ناتوانی و عجز در برابر کششهای نامطلوب جنسی گردیده، نوجوان را به موجودی بی‏اراده و ناتوان تبدیل می‏کند . این حس ذلت‏زا را امیرمؤمنان علیه السلام در گفتار خویش این چنین بیان می‏کنند: «عبد الشهوة اذل من عبد الرق; (۱۶) آن کس که بنده [و برده] شهوت خویش است، ذلیل‏تر از بنده برده می‏باشد .»
و در جایی دیگر در تشبیهی زیبا به واقعیتی سهمناک اشاره کرده، می‏فرمایند: «عبد الشهوة اسیر لا ینفک اسره; (۱۷) بنده شهوت همانند اسیری است که اسارتش همیشگی و بی‏پایان است .»

انواع انحرافات جنسی
انحرافهای جنسی را می‏توان به سه دسته کلی تقسیم نمود:
الف . انحرافهای هدفی: در این نوع انحرافها، هدف جنسی نادرست انتخاب می‏شود، مانند: همجنس‏گرایی و خودارضائی که در اولی شریک جنسی از جنس موافق است و در دومی، شخص، خود شریک جنسی خویش است .
ب . انحرافات روشی: در این دسته، هدف جنسی درست گزینش می‏شود، ولی در شیوه برآوردن ارضاء نیاز جنسی روش نامناسبی برگزیده می‏شود، مانند: جنون دیگرآزاری یا خودآزاری که در حین آمیزش جنسی از فرد سرمی‏زند .
ج . انحرافهای شدتی: این دسته که بیشتر ضعف یا شدت در فعالیتهای جنسی را دربر می‏گیرد به خودی خود انحراف جنسی – شرعی محسوب نمی‏شود، اما به عنوان بیماری مورد بررسی قرار می‏گیرد . (۱۸)
در اینجا مناسب است‏یادآور شویم که متاسفانه نوع شایع انحراف جنسی در میان نوجوانان، استمناء یا خود ارضائی است که نظر به اهمیت این موضوع مباحث آتی را با تاکید بر این انحراف پی خواهیم گرفت .

کجرویهای جنسی و علتها
در زمینه بررسی علتهای انحرافات جنسی باید اعتراف نمود که این گونه علتها دامنه‏ای بسیار گسترده دارند که توجه به همه آنها از حوصله این نوشتار خارج است . از این رو، به مهم‏ترین علل اشاره کوتاهی خواهیم داشت:
الف . کنجکاویها: کودک در سنین پایین با کنجکاوی در مورد اندام خویش با دستگاه تناسلی نیز آشنا می‏شود و از آنجا که تماس با آن موجب نوعی لذت می‏شود به ادامه کار تشویق می‏شود . مناسب است در این موارد والدین او را متوجه کارهای دستی – هنری و بازیهای پرنشاط نمایند .
ب . ناآگاهی: نوجوان ممکن است‏به صورت اتفاقی دچار خودارضائی شود و به خاطر لذت حاصل از آن و بدون توجه به خطرهایی که او را تهدید می‏کند به این کارها ادامه دهد . در اینجا است که وظیفه والدین بیش از هر زمان دیگر سنگین‏تر است و باید سبت‏به علائمی همچون بی‏حسی، کسالت، افسردگی، انزوا و … عکس‏العمل لازم را نشان دهند و موضوع را بدون برچسبهای ناروا و با مشورت با افراد آگاه، مورد بررسی قرار دهند .
ج . خانواده‏های آسیب‏زا: رعایت مسائل جنسی بین والدین و رعایت‏حریمها در این مورد می‏تواند در تربیت جنسی نوجوان نقش چشم‏گیری داشته باشد . همچنین نوع برخورد والدین با فرزندان دختر و پسر و جداسازی آنها از یکدیگر، از اهمیت‏به‏سزایی برخوردار است .
د . حقارت و تحقیر: از جمله عوامل مخرب شخصیت نوجوان که می‏تواند در ابتلای وی به انحرافهای جنسی نقش مهمی ایفا کند، سرزنشها و ایجاد عقده حقارت در نوجوان است . بی‏تردید کسی که از خودباوری بیشتری برخوردار است، کمتر به دام این گونه کجرویها می‏افتد و برعکس، شخصیتهای خودکم‏بین و تحقیر شده، دفاع روانی مناسبی در برابر طوفان شهوات نداشته، در پنجه این انحرافات گرفتار می‏شوند .
ه . تقلید و بدآموزی: دوران نوجوانی، دورانی آمیخته با تقلید است . تقلیداز گروه همسالان و بزرگسالان محبوب، از همین ویژگی نشات می‏گیرد . تقلید، گاه جنبه بدآموزی به خود می‏گیرد و به تقلید رفتارهای ناهنجار جنسی می‏انجامد . شاید به همین دلیل است که امام باقر علیه السلام در مورد تاثیر دوستان ناباب از زبان لقمان می‏فرماید: «ومن یقارن قرین السوء لا یسلم; (۱۹) آن کس که با دوست ناباب همنشین شود، سالم نمی‏ماند .»
و . عوامل فرهنگی: وجود مجلات، عکسها و فیلمهای مبتذل، همچنین فضاهای مختلط و بی‏بندوبار و کتابهای نامناسب می‏تواند عاملی مهم در انحرافهای جنسی باشد . این گونه عوامل به ویژه رسانه‏های تصویری، از آنجا که با حافظه ماندگار دیداری سر و کار دارند، از آسیب‏زایی بیشتری برخوردارند .
ز . لباسهای نامناسب: پوشیدن لباسهای تنگ یا لباسهای جنس مخالف، موجب تشدید هیجان جنسی شده، در نتیجه باعث فروافتادن به کام مشکلات می‏گردد .
ح . محبت‏جویی: خلا عاطفی و روانی راه را برای سوء استفاده دیگران و پناه بردن نوجوان به دیگران هموار می‏سازد و او را به سوی کام‏یابیهای مجازی می‏کشاند . (۲۰)

راههای پیش‏گیری
از جمله پرسشهای مهم در زمینه انحرافهای جنسی، چگونگی برخورد و پیش‏گیری از این نوع انحرافات می‏باشد . در این قسمت‏به صورت فهرست‏به برخی از مهم‏ترین راهها اشاره خواهیم نمود:
۱٫آموزش خانواده‏ها: خانواده‏ها در صورت آمادگی می‏توانند نقشی چشم‏گیر در پیش‏گیری و درمان داشته باشند; چرا که خانواده‏ها در ارتباط مستقیم و واقعی با نوجوان قرار دارند و اهرمهای بسیاری برای تربیت در اختیار دارند .
۲٫آموزش به نوجوانان: این آموزشها از طریق سخنرانی، گفتگو و دیگر روشها می‏تواند ارائه شود و در این میان، همدلی و همزبانی وارتباطهای بی‏واسطه بسیار مؤثر خواهند بود .
۳٫احترام به شخصیت‏حقیقی و حقوقی نوجوان: در این حالت، وی با خودباوری بیشتری در برابر مشکلات خواهد ایستاد .
۴٫کارو فعالیتهای سالم: شاید یکی از علل مهم بروز ناهنجاریهای جنسی، بی‏کاری است . کار و فعالیتهای ذهنی و جسمی درمانگر بسیاری از مشکلات خواهد بود .
۵٫تنظیم خواب و تغذیه مناسب: به عنوان مثال، نوجوان باید از غذاهای ادویه‏دار، فلفل، پیاز و … کمتر استفاده کند .
۶٫دوری از محیطهای تحریک‏زا: مانند: برخی اماکن عمومی و میهمانیها .
۷٫گسترش دایره ارتباطات و شرکت در فعالیتهای اجتماعی .
۸٫تقویت روحیه مذهبی: بی‏گمان فطرت خداجو، حقیقت‏خواه و عدالت دوست نوجوان بیش از هرجای دیگر، می‏تواند از سرچشمه دین و مذهب سیراب شود . این مسئله با توجه به خصوصیات اسلام و مذهب جعفری صورتی واقعی‏تر به خود می‏گیرد . البته، توجه و توصیه به مذهب در دوران حیرت نوجوانی تنها مورد توجه مبلغان یا فعالان مسلمان نیست، بلکه کسی همچون «ویلیام جیمز» بنیانگذار فلسفه پراگماتیسم و یکی از روان شناسان مشهور در همین رابطه می‏گوید: «ایمان از جمله قوایی است که بشر به مدد آن زندگی می‏کند و فقدان کامل آن در حکم سقوط بشر است . (۲۱)
۹٫ نگاه مثبت‏به خود و دیگران و دوری از منفی گرایی .
۱۰٫ایجاد روحیه امید و دوری از ناامیدی و یاس .
۱۱٫ورزش و استفاده از دوش آب سرد .

توصیه‏های مهم
از مسائل مهمی که باید مورد توجه والدین، مربیان و به طور کلی فعالان در عرصه نوجوانی قرار گیرد، چگونگی برخورد با مسائل جنسی نوجوانان و ظرائف رفتارهای تربیتی در این وادی می‏باشد . رازداری، همدلی، عدم اقرارگیری، پرهیز از برچسب زدن، حمل بر صحت و تعمیم ندادن یک جنبه منفی به دیگر جنبه‏های شخصیت نوجوان یا جوان، از راهکارهای تربیتی است که می‏تواند در به سامان کردن رفتارهای نابهنجار در نوجوانان مؤثر باشد و موجب افزایش اعتماد آنها گردد .
از این رو، باید از هرگونه پیش داوریهای غیر منصفانه در برابر رفتارهای نوجوانان خودداری نمود و با مدارا و نرم خویی آنان را در خروج از بحران طبیعی پیش آمده یاری رساند .
باید اعتراف نمود که نوجوان از تجربه لازم برخوردار نیست و به فرموده امیرمؤمنان، علی علیه السلام: «جهل الشباب معذور و علمه محقور; (۲۲) بی اطلاعی جوان عذری پذیرفتنی است، و دائره دانش [و آگاهیهای] او گسترده نیست .»
همچنین نوجوان هرگز تصورنمی‏کند برخی اعمال او چه ضربات سهمگینی بر آینده‏اش وارد خواهد ساخت و او را دچار چه مشکلاتی خواهد نمود .
از سوی دیگر، در دنیای امروز که وسائل ارتباط جمعی، زندگیهای هسته‏ای و بسته، نظامهای تربیتی رسمی، رهاوردهای فرهنگی بیگانه و شبه بیگانه، ریسمان ارتباط بین انسانها به ویژه نوجوانان، والدین و ارزشهای دینی – اجتماعی را روز به روز سست‏تر می‏نماید، رسالت والدین بیش از هر زمان دیگر پررنگ‏تر می‏شود . روایت گرانقدر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله حکایتی از همین دوران را مطرح می‏فرماید: «انه نظر الی بعض الاطفال فقال: ویل لاولاد آخر الزمان من آبائهم . فقیل یا رسول الله من آبائهم المشرکین؟ فقال: لا، من آبائهم المؤمنین لایعلمونهم شیئا من الفرائض واذ تعلموا اولادهم منعوهم ورضوا عنهم بعرض یسیر من الدنیا فانا منهم بری‏ء وهم منی براء; (۲۳)
رسول اکرم برخی از کودکان را دیدند و فرمودند: وای بر فرزندان آخر الزمان از پدرانشان! گفته شد: ای رسول خدا، از پدران مشرکشان؟ فرمودند: خیر، بلکه از پدران مسلمانشان که واجبات دین را به آنها نمی‏آموزند و هر گاه کودکانشان، خود به تحصیل دین بپردازند، آنها را باز داشته، به اندکی از دنیا که فرزندانشان به دست آورند، راضی می‏گردند . پس من از این گونه پدران دورم و آنان نیز از من .»
در پایان نیز، تذکر این نکته لازم است که حل موارد حاد انحرافات جنسی، تنها به مدد اشخاص آگاه و کارشناسان ممکن است . و باید از برخوردها و درمانهای خود ساخته و سلیقگی خودداری کرد .

پی نوشت :

۱٫مولوی، مثنوی معنوی .
۲٫دنیای نوجوان، دکتر محمدرضا شرفی، ص‏۲۶ .
۳٫دوران شکوفایی، دکتر محمدرضا سهرابی، ص‏۱۱ .
۴٫بلوغ تولدی دیگر،

دسته : آرشيو مسايل جنسي - 711 بازدید
نویسنده : محمد عباسی نسب - تاریخ : ۲۲ / ۰۳ / ۱۳۸۸
برچسب ها :, , , ,

در میان طبقات مختلف بشر اعم از زرد و قرمز و سفید و سیاه حس جنسی و دریافت نوع مخالف وجود دارد منتهی شدت تحریکات جنسی بر حسب نژاد و محیط فرق میکند و هر یک از افراد یک نژاد بخصوص جنس مخالف نژاد خود را بیش از سایرین می پذیرد.
عمل جنسی در حیوانات نیز وجود دارد منتهی بصورتهای مختلف انجام می گیرد باید دانست اگر میل جنسی و لذتی که از آن به حیوان دست میدهد نبود هیچگاه حاضر نمیشد به این عمل دست بزند.
هر یک از موجودات زنده بنحوی جنس مخالف را تحریک می نماید انسان با آرامش و ناز و میل جنسی را در طرف شدید کرده و او را به سوی خود میکشاند.
میل جنسی از طفولیت در نهاد هر موجودی هست و حتی از زمان تولد هم وجود دارد ولی خاموش است و با رشد انسان متدرجا رشد میکند بطوریکه می توان گفت میل جنسی با رشد طبیعی به یک نسبت پیش میرود.
در سنین طفولیت کودک با مالیدن آلت تناسلی خود به دست یا پا سعی میکند آتش شهوتش را که هنوز بانه ای ندارد خاموش کند وقتیکه به حد بلوغ رسید آتش شهوتش بانه می کشد و میلش به جنس مخالف تشدید می گردد و سعی می کند وسیله ای فراهم کند تا رفع این غریزه شود در این موقع است که باید متوجه بود تا انحراف جنسی پیدا نکند چون عدم توجه در کارهای او باعث می شود که به اعمال خلافی چون جلق و لواط و غیره دست زند و دچار امراض خطرناکی گردد.
وظیفه پدر آنست که سعی وافرمبذول دارند تا جوان گمراه نشوند و راه خلاف در پیش نگیرند برای رسیدن به این هدف باید هر چه زودتر وسایل ازدواج جوانان را فراهم کنند و آنها را از دست زدن به اعمال زشت منع کنند و بوسیله کتابهای جنسی و سودمند آنها را به مضرات انحرافات جنسی و راه صحیح اطفای شهوت آشنا سازند تا برای انها و نسل آینده خطری در پیش نباشد

ژاک مارسیرو در باره ی وظیفه ی اولیا می نویسد : طفل وقتی پا به عرصه وجود گذاشت مسئول وجود خویش نیست دیگر او را به وجود آورده دیگری باید از او مواظبت کند و در راه تعلیم و تبیت او بکوشد و جزئیات مطلب را برای او حلاجی کند تا بچه کنجکاو نگردد و کنجکاوی از راه راست منحرفش ننماید در این صورت اگر بچه بزرگ شد و برای خود عالمی پیدا کرد خود مسئول رفتار خودش است و بستگان و اولیا در قبال او مسئولیتی ندارد اوست که باید فرزندانی لایق به وجود آورده و راه کج و راست را از هم تمیز دهد در این صورت مالک میراث پدر شده است.

هنگام شباب و غرور جوانان از هر وسیله ای برای خاموش کردن آتش امیال جنسی استفاده می کنند از دختر کوچک و پسر خود گرفته تا پیران به همه نظر دارند و چون دوران گردش و تفریح آنهاست از رفتن به کافه و سینما و دیدن مناظر شهوت انگیز گوناگون خودداری نمی کنند اینست که باید آنها را از خواندن رمانهای شهوت انگیز و افسانه های منحرف کننده منع کرد وسعی نمود که مطالب مضر و عکسهای تحریک کننده در دسترس آنها قرار نگیرد ضمنا باید مضرات کارهای زشت را به آنها گوشزد نمود

شخصی در دفتر خاطرات خود اینچنین نوشته بود:
از بچگی میل جنسی ام زیاد بود از این نظر بیشتر با دختران تماس می گرفتم و با بازیهای مختلف با آنها سرگرم می شدم در مواقع تنهایی با آلت خود بازی می کردم و از این عمل لذت فراوان می بردم بعدها که به سن بلوغ رسیدم دست به استمنا زدم و چون کسی نبود که راهنمایم باشد راه فساد و تباهی د پیش گرفتم و از استمنا به لواط و از لواط به زنا پرداختم و تا سی سالگی راه خلاف می رفتم در این موقع صورتم پر چین وشکن شده بود و پنجاه ساله می نمودم قوای جسمانی و دماغیم تحلیل رفته بود و چشمانم بی فروغ شده بود و در این موقع احساس کردم که دچار مرض شده ام چون خواستم درمان کنم پولی در دست نبود و محل اقامتم از مرکز دور بود ناچار با مر ض خو گرفتم و رنج و درد را بر خود هموار کردم تا حال که دیگر رمقی ندارم و عنقریب است که عفریت مرگ گریبانم را بگیرد.

دسته : آرشيو مسايل جنسي - 650 بازدید
نویسنده : محمد عباسی نسب - تاریخ : ۰۸ / ۰۳ / ۱۳۸۸
برچسب ها :, , , ,

۱٫همسرتان را عوض نکنید خودتان را عوض کنید.

۲٫ همیشه درون خود را باز بینی کن و در این بازنگری‌ها منصف باش.

۳٫ کنترل زندگى خود را به دست بگیر و هیچ گاه نسخه‌های درمانى دیگران را در زندگى پیاده نکن .

۴٫ هم به خوبی‌هایش فکر کن هم به بدی‌ها. هنگام بحث هردو را مد نظر داشته باش.

۵٫ خود روانپزشک خویشتن باش ، با جملات نیرو بخش و درمان گر بعد از هر دلخوری به خود نیرویی تازه ببخش و بدان که این نیز بگذرد.

۶٫ کمتر صحبت کن و بیشتر عمل. هنگام ناراحتی زیاد سخن نگویید ، عمل کنید ( عمل شما سکوت و چهره شماست) چرا که به هنگام ناراحتی تعادل روحی بر هم میخورد و مسائلی گفته میشود که گاه مشکل را پیچیده تر میکند.

۷٫ عیب‌های همسرت را دوست داشته باش.

۸٫ مردها همه یکسانند این یک روال جهانى است.

۹٫مسائل کوچک را نادیده بگیر.

۱۰٫مقایسه نکنید.هیچگاه همسرت را با دیگری مقایسه نکن چرا که مردها در عین یکسان بودن هرکدام دنیایی خاص دارند.

۱۱٫سعی کن اختلاف سلیقه‌هایتان به نزاع نیانجامد . این را بدان که تفاوت‌ها شکاف بوجود نمی آورد عدم تفاهم است که شکاف‌ها را بیشتر میکند. تفاوت در اصل بسیار سازنده است اگر از آن برای تعالى استفاده کنید.

۱۲٫ وقت آزاد خود را تنظیم کنید.این کار را برای همه اعضاء خانواده انجام دهید و وقتى را هم به پدر بزرگها و مادربزرگها اختصاص دهید با این کار برای خود و والدینتان ارزش قائل‌ می‌شوید.

۱۳٫ سعی نکن برای همه رفتارهای همسرت دلیل بیابی . چرا که خواستگاه و پرورش گاه هر کدام از ما برایمان رفتار‌هایی را نهادینه میکند .با تلاش و صبر آن دسته از رفتار هاى نادرست را که نهادینه شده از وجود هم محو کنید.

۱۴٫عشق پایدار نیازمند احترام و بازگشت بعد از هر دلخوری است.

۱۵٫ قرار‌های دو نفره را فراموش نکنید. مانند اوائل ازدواج برای او نامه‌های عاشقانه و کوتاه بنویسید و یا با او دریک جای خاطره انگیز قرار بگذارید.

۱۶٫ با همسرت مثل یک دوست باش و مشکلات خود را همانند یک دوست با او حل کن.

۱۷٫ با عشق همسرت را رام خود کن.

۱۸٫ جذابیت خود را همیشه حفظ کنید حتى اگر چندین سال از ازدواجتان مى گذرد.

۱۹٫ بعضی مواقع با قواعد همسرت در زندگى بازی کن. این نوعی احترام به افکار و منش اوست او قدر این کار را خواهد دانست.

دسته : آرشيو مسايل جنسي - 907 بازدید
نویسنده : محمد عباسی نسب - تاریخ : ۰۸ / ۰۳ / ۱۳۸۸
برچسب ها :, , ,

حیض (پریود) چیست ؟

حیض خونی است که غالباً در هر ماه چند روزی خون از رحم زن ها خارج می شود. زن را در موقع دیدن خون حیض , حائض می گویند. این خون در بیشتر اوقات غلیظ و گرم و رنگ آن سرخ مایل به سیاهی است و با فشار و کمی سوزش بیرون می آید.


علایم حیض چیست؟

برای خون حیض و استحاضه علاماتی ذکر شده است که زن هنگام دیدن خون باید به آن نشانه‏ها توجّه کند و با وجود هر نشانه به احکام مربوط به آن عمل کند. اگر خون، خون حیض باشد، اقلّ زمان آن سه روز کامل و پی در پی خون دیدن است.

اگر یک روز فاصله شود یعنی زن روز اوّل خون دید و روز دوم پاک بود و روز سوم دوباره خود دید، آن خون، خون حیض نیست و نمازهای فوت شده و نیز روزه‏های واجبِ فوت شده باید قضا شود.

حداکثر زمان حیض ده روزه است؛ اگر بعد از سه روز خون قطع شود و بعد از چند روز خون دیده شود، در صورتی که در بین ده روز باشد، خون دیده شده، خون حیض است. و اگر بعد از ده روز خون دیده شود، حیض نیست، بلکه استحاضه است و باید به احکام استحاضه عمل شود. اقسام استحاضه و احکام آن به تفصیل در رساله‏های عملیّه ذکر شده است.

اگر زن شک دارد که خون دیده شده، خون حیض یا خون زخم است(در صورتی که از طریقی علم حاصل کند که خون زخم است، مثلاً پزشک متخصّص بگوید)، آن خون، حکم خون حیض را ندارد و در صورتی که در شک باقی بماند اگر قبلاً حیض بوده ممکن است این خون دنباله همان باشد؛ اظهر این است که پنبه‏ای را داخل فرج کند و بیرون آورد، یا اگر خون خارج میشود در صورتی که خون از طرف چپ باشد، حیض و اگر از طرف راست باشد، زخم است. اگر وارسی ممکن نیست باید به حالت سابق عمل کند و در صورتی که قبلاً پاک بوده وظیفه او مانند وظیفه حائض نیست. نیز اگر شخص، مبتدئه باشد، یعنی برای اوّلین بار خون میبیند، باید به احکام مبتدئه که در رساله‏های عملیّه بیان شده است، عمل کند.

دسته : آرشيو مسايل جنسي, بانوان - 1,404 بازدید
نویسنده : محمد عباسی نسب - تاریخ : ۰۸ / ۰۳ / ۱۳۸۸
برچسب ها :, , , ,

خیلی از همسران تصور می‌کنند پس از زایمان باید تا هفته‌ها رابطه زناشویی نداشته باشند؛ چون ممکن است برقراری چنین رابطه‌ای باعث آسیب به مادر شود. باور غلط دیگری که در این مورد رواج دارد، بهتر بودن سزارین نسبت به زایمان طبیعی برای برقراری رابطه زناشویی بعد از آن است. البته بعضی اوقات هم مشغولیت بچه‌داری باعث می‌شود که زوج‌ها خودشان و یا رابطه زناشویی‌شان را فراموش کنند که این نکته هم می‌تواند در درازمدت عوارض نامطلوبی بر روابط زوجین بگذارد. درباره این موارد با دکتر ملک‌منصور اقصی، متخصص زنان و زایمان و استاد دانشگاه تهران گفتگو کرده‌ایم…

بعد از زایمان، تا چه مدتی محدودیت و منع رابطه زناشویی وجود دارد؟
در یک مدت زمان خاص پس از زایمان، توصیه ما این است که رابطه زناشویی وجود نداشته باشد و علت آن هم این است که می‌خواهیم محل چسبندگی جفت ترمیم پیدا کند چون مثل یک زخم باز می‌ماند. جفت از دیواره کنده شده و خو‌ن‌ریزی‌های معمول بعد از زایمان، از همین محل است. تا این زخم ترمیم پیدا نکرده، بهتر است رابطه‌ زناشویی نداشته باشند. این زمان حدود ۳ هفته طول می‌کشد. در قدیم می‌گفتند تا ۶ هفته. اما امروز می‌گویند تا ۳ هفته هم کفایت می‌کند.

آیا این مدت برای زایمان طبیعی و سزارین فرق دارد؟
مسلما شرایط زایمان طبیعی و سزارین باهم فرق می‌کند. اگر زایمان طبیعی باشد چون در محل، ممکن است برش و بخیه زده شده باشد و این زخم در طول ۲ هفته بهبود پیدا می‌کند، چنانچه مشکل خاصی پیدا نکند، همین ۳ هفته کافی است.

در مورد سزارین چه طور؟
بستگی دارد به نوع سزارینی که انجام شده است. اگر همراه با چسبندگی زیاد یا بروز عفونت باشد، ممکن است رابطه‌ زناشویی همراه با درد باشد. یعنی پس از رابطه‌ زناشویی، زن یک درد مبهمی در ناحیه لگن خود حس می‌کند. در حقیقت، با حرکت احساس درد می‌کند. بالاخره سزارین یک برش است. شکم باز شده و دست خورده، در بهترین شرایط هم سزارین تا حدی چسبندگی ایجاد می‌کند. بنابراین زایمان طبیعی از این جهت بهتر است و برخلاف تصور عوام که فکر می‌کنند سزارین برای رابطه زناشویی‌شان بهتر است، باید اشاره شود که پس از یک زایمان طبیعی و سالم، رابطه زناشویی در مقایسه با سزارین مطلوب‌تر است.

آیا این چسبندگی، به غیر از درد محدودیت دیگری هم برای رابطه زناشویی ایجاد می‌کند؟
نه، فقط همان درد را ایجاد می‌کند. پس از زایمان نکته‌ دیگری که وجود دارد، زمانی است که مادر شیر می‌دهد. در این شرایط فعالیت تخمدان‌ها متوقف شده و این می‌تواند باعث کم شدن ترشحات واژن و خشکی آن شود. اگر زن چنین احساسی را دارد، بهتر است از ژل‌های لوبریکانت استفاده کند که محلول در آب است.

برخی خانم‌ها تصور می‌کنند بعد از زایمان طبیعی ممکن است نتوانند مثل قبل رابطه زناشویی برقرار کنند. آیا چنین تصوری درست است؟
یکی از تغییرات فیزیولوژیک که در طول بارداری اتفاق می‌افتد هیپرتروفی یا افزایش حجم دستگاه تناسلی است؛ یعنی یک مقداری بافت بزرگ‌تر و متورم‌تر می‌شود. خود کانال زایمانی نیز بازتر می‌شود. رحمی که قبلا ۱۰۰ گرم بوده حالا می‌شود ۱۰۰۰ گرم. بعد از زایمان، تمام این تغییرات طی ۶ هفته بر می‌گردد به حالت عادی. پس تغییرات چندانی برای اندام‌ها برای طولانی مدت اتفاق نمی‌افتد.

در جایی می‌خواندم که برای پیشگیری از تغییر شکل‌های مختصری که ممکن است بعد از بچه‌دار شدن اتفاق بیفتد، تمرین‌هایی وجود دارد. آیا این حرف درست است؟
بله، تمرین عضلات کف لگن، ورزشی است که حتی برای خانم‌هایی که باردار نیستند، می‌تواند رضایت ناشی از رابطه زناشویی را افزایش دهد. برای خانم‌هایی که اختلالات جسمی دارند و یا دیر به ارگاسم می‌رسند، توصیه می‌شود در طول روز مرتب این عضلات را تقویت کنند. برای تقویت، عضلات را باید به صورت متناوب منقبض و منبسط کنند. ابتدا نیز این کار را با دفعات کم شروع کرده و کم کم آن را افزایش دهند. طول مدت انقباض و انبساط را هم می‌توانند افزایش دهند. به عنوان مثال اول ۳ ثانیه، و بعد کم کم مدت را تا ۱۰ ثانیه افزایش دهند. این تمرین حتی برای دوران یائسگی که عضلات کف لگن ضعیف می‌شوند نیز مفید است البته توصیه می‌شود که در دوران بارداری نیز خانم‌ها این کار را انجام دهند.

بسیاری از خانم‌ها پس از زایمان و در زمان شیر دادن، از ترس باردار شدن ترجیح می‌دهند که رابطه زناشویی نداشته و یا در حداقل ممکن داشته باشند. روش درست برای جلوگیری در این دوران چیست؟
توصیه می‌کنیم که خانم‌ها هفته‌ ششم پس از زایمان به مراکز بهداشت مراجعه کنند. مشاور با توجه به شرایطی که زن و مرد دارند روش قابل اطمینانی را برای جلوگیری به آنها معرفی می‌کند چرا که فقط ۴۰ روز اول پس از زایمان احتمال بارداری وجود ندارد و بعد از آن به علت احتمال حاملگی، جلوگیری صورت بگیرد

منبع: تهران لندن

دسته : آرشيو مسايل جنسي - 1,348 بازدید
نویسنده : محمد عباسی نسب - تاریخ : ۰۶ / ۰۳ / ۱۳۸۸
برچسب ها :, , ,

 صفحه 1 از 2 
1 2 >